تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
نعمان فِهرى ( نيز ) رسيد ؛ او ( برخاست و ) جهاز شترش را بر آن گذاشت و بر آن سوار شد و چون رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله در آن هنگام در مكّه بود ( به راه افتاد ) تا اين كه به منطقهء ابطح رسيد ؛ آن گاه ماده شترش را خواباند و پايش را بست و سپس به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و سلام كرد و پيامبر صلى الله عليه و آله پاسخ سلام او را داد . آن گاه فرمود : يا محمد ! تو ما را فراخواندى تا بگوييم : « خدايى جز اللَّه نيست » ، ما هم گفتيم ؛ سپس ما را فراخواندى تا بگوييم كه : « تو رسول خدا هستى » ، ما هم گفتيم ؛ در حالى كه در دل ما چيزى ( / ترديد يا انكار ) بود . سپس گفتى : « نماز بگذاريد » ، ما هم نماز خوانديم و بعد گفتى : « روزه بگيريد » ، ما هم روزه گرفتيم و بعد گفتى : « حج بجا بگذاريد » ، ما هم حج بجا آورديم و بعد گفتى : « اگر زمانى دويست درهم به شما روزى رسيد هر ساله يك پنجم آن را صدقه بدهيد » ، ما همچنين كرديم و سپس ( اكنون كار را به جائى رسانده‌اى كه ) پسر عمّت را بلند كرده‌اى و او را بر ما نصب كردى و گفته‌اى : « هر كس من مولاى اويم ، اين على مولاى اوست ؛ بار خدايا ! با آن كس كه با او دوستى مىكند دوستى و با آن كه با او دشمنى مىكند دشمنى كن و آن كه او را يارى مىدهد يارى ده و آن كه يارى او را ترك مىكند ، ترك ياريش كن » ؛ آيا ( اين تصميم ) از جانب تو است يا خدا ؟ حضرت سه مرتبه تكرار فرمود : بله ؛ از جانب خداوند است . ( راوى ) مىگويد : آن گاه او ( / حارث ) با عصبانيّت برخاست و ( همين طور كه برمىخاست ، ) مىگفت : خدايا ! اگر آنچه محمد مىگويد حق است ، بر ما از آسمان بارانى از سنگ ببار تا عقوبت مكافاتى براى اول ما و نشانه‌اى براى آخر ما باشد و اگر آن چه محمد مىگويد دروغ است كه عقوبت مكافاتت را بر آو نازل كن . آن گاه ماده شترش را بلند كرد وطناب پايش را باز كرد و سپس بر آن سوار شد ؛ زمانى كه از منطقهء ابطح خارج شد خداوند تعالى سنگى از آسمان بر او باراند كه بر سرش افتاد و از مقعدش خارج شد و مرده بر زمين افتاد و بلافاصله خداوند ( آيات