امير مؤمنان ( و ولىّ آنان است ، آن هم ) به ولايتى از جانب خداوند عزوجل كه آن را در فوق عرشِ ( خويش ) براى او منعقد ساخت و فرشتگان را بر ( انعقاد ) آن گواه گرفت .
بيقين على خليفةاللَّه و حجةاللَّه است و مطمئنا او امام مسلمين است ؛ فرمانبرى از او ، مقرون ( و هم پايه ) فرمانبرى از خدا و سركشى در مقابل او مقرون ( و هم پايه ) سركشى در مقابل خداست ؛ پس مسلما هر كس او را نشناسد مرا نشناخته و هر كس او را بشناسد مرا شناخته است ؛
و مطمئنا آن كس كه درباره امامتش نادانى كند ، درباره نبوّت من نادانى كرده و هر كس كه فرماندهيش را انكار كند ، رسالت مرا انكار كرده است ؛
و قطعا هر كس كه فضائلش را رد كند ، بد گوئى مرا كرده و هر كس كه با او بجنگد ، با من جنگيده و هر كس كه دشنامش دهد مرا دشنام داده ؛ زيرا ، او از من است ( و ) از طينت من آفريده شده است ؛
و او همسر فاطمه ؛ دختر من است و پدر دو فرزندم ؛ حسن و حسين .
سپس رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود : من و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام و نه تن از فرزندان حسين حجتهاى خداوند بر خلقش هستيم ؛ دشمنان ما دشمنان خدا و دوستان ما دوستان خدايند .
( 99 )
هَلْ تَنْصِيبُ عَلِيٍّ لِلْخِلافَةِ مِنْكَ أَمْ مِنَ اللَّهِ ؟
مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ ظَبْيانَ مُعَنْعِناً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْخارِقِيِّ قالَ : سَأَلْتُ سُفْيانَ بْنِ عُيَيْنَةَ عَنْ
« سَأَلَ سائِلٌ »
، فيمَنْ نَزَلَتْ ؟
فَقالَ : يَا ابْنَ أَخِي ! سَأَلْتَنِي عَنْ شَيْءٍ ما سَأَلَنِي عَنْهُ خَلْقٌ قَبْلَكَ . لَقَدْ سَأَلْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمّدٍ صلى الله عليه و آله عَنْ مِثْلِ الَّذِي سَأَلْتَنِي عَنْهُ .
فَقالَ : أَخْبَرَنِي أَبِي ، عَنْ جَدِّه ، عَنْ أَبِيهِ ، عَنِ ابْنِ عَبّاسٍ ، قالَ : لَمّا كانَ يَوْمُ غَدِيرِ خُمٍّ ،
پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٢٣