حدّ و مرز او و چشمها از احاطهء بر او ناتوانند ؛ او بالاتر از توصيف وصفكنندگان است .
او در عين نزديك بودنش دور و در عين دور بودنش نزديك است .
او است كه كيفيت را آفريد ، پس كيفيتى براى او تصور نمىشود و او است كه مكان را آفريد ، پس مكانى براى او تصور نمىشود . او از چگونگى و مكانمندى رهاست .
اوست يكتا و اوست مقصود همگان ( و او موجودى ميان تهى نيست ولذا از سنخ ماده نيست ) آنسان كه خود ، خويشتن را توصيف كرده است و هرگز توصيفكنندگان به توصيف مناسب ذات مقدّسش نمىرسند .
اوست كه نه زائيده و نه زاييده شده است و احدى همسنگ او نيست .
آن مرد گفت : راست گفتى اى محمد ! پس ( اكنون ) مرا از معنى كلام خود خبر دِه كه گفتى : « او يكتائى است كه نظير ندارد » ؛ مگر نه اينكه خدا يكى است و انسان نيز يكى ؛ پس وحدانيت و يكتائى او شبيه يكتائى انسان است ( ؛ آيا جز اين است ؟ ! )
رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : خدا از نظر ذات يكى است ، ولى هيچگونه تركيبى در وجودش نيست ؛ پس او واحديّ الذات و احديّ المعنى است ، ولى انسان واحدِ مركب است ؛ ( پس او واحد غيرمركب ، ولى انسان واحدِ ثنوى المعنى است ) ، زيرا انسان ، مركب از جسم ، عرض ، بدن و روح است ؛ پس تشابه بين خدا و انسان ( نه در ماهيت و سنخ وجود ، بلكه ) در معنى الفاظ است .
( 9 )
يَهُودِيٌّ يَسْأَلُ : أَيْنَ رَبُّكَ ؟ و كَيفَ هُوَ ؟
عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ عليه السلام قالَ : إِنَّ يَهُودِيّاً يُقالُ لَهُ : سجت جاءَ إلى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسُولَ اللَّهِ ! جِئْتُ أَسْأَلُكَ عَنْ رَبِّكَ ، فَإِنْ أَنْتَ أَجَبْتَنِيعَمّا أَسْأَلُكَ مِنْهُ وَ إِلّا رَجَعْتُ .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 22
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٢