مردم با پادشاهان و دنيايند ( و در جبهه ايشان ) ، مگر آن كه خداوند ( مردم را از اين دام ) محافظت كند ؛ ( خوب ، ) اين يك ( دسته ) از آن چهار ( گروه مردان كه نزدتان مىآيند ) .
و مردى كه چيزى از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيده و آن گونه كه بوده آن را به حافظه نسپرده و لذا در آن دچار توهم مىشود و تعمّدى هم در دروغ بستن به ايشان ندارد ( ولى به هر تقدير ، ) آن ( حديث آميخته به وهم ) در دست او است ؛ مىگويدش و بدان عمل مىكند و ( براى ديگران ) روايتش مىكندو مىگويد : « من آن را از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم » ؛ در حالى كه اگر مردم مىدانستند كه آن ( حديث ، آميخته به ) وهم است ، آن را نمىپذيرفتند و خود او هم اگر مىدانست كه آن ، ( محصول ) وهم ( اوست ) آن را رد مىكرد ( اين هم دسته دوم ) .
و مرد سوم چيزى از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيده كه او را بدان امر كرده و سپس از آن نهى كرده ، در حالى كه او نمىداند ( كه ايشان بعدا از آن نهى كردهاند ) يا از ايشان شنيده كه از چيزى نهى كرده و سپس بدان امر كردهاند در حالى كه او نمىداند ( كه ايشان بعدا بدان امر كردهاند ) ؛ لذا ، آن ( سخن ) نسخ شده را به حافظه مىسپرد و آن ( سخن ) نسخ كننده را به حافظه نمىسپرد ؛ در حالى كه اگر مردم مىدانستند كه آن ( سخن ، ) نسخ شده بوده ، آن را رد مىكردند ( ؛ اين هم دسته سوم ) .
و مرد چهارم نه بر خداوند دروغ بسته و نه بر رسولش ؛ هم به خاطر آن كه او ( اصلا ) نسبت به دروغ گويى بغض مىورزد و هم از خدا خوف دارد و به خاطر تعظيم رسول خدا صلى الله عليه و آله و ( اخذ و حفظ و نقل حديث ) به توهم نيفتاده است ، بلكه حديث را همان گونه كه شنيده ، به همان صورت ( درستش ) به حافظه سپرده است و لذا آن را ( براى شما ) مىآورد ، بدون اين كه در آن افزوده و يا از آن چيزى كاسته باشد ؛ بنابراين ، به ناسخش عمل مىكند و منسوخش را رد مىكند ؛ و ( بدان كه ) امر و نهى رسول خدا صلى الله عليه و آله مانند قرآن ناسخ و منسوخ ، خاص و عام و محكم و متشابه دارد ؛ قطعا از رسول خدا صلى الله عليه و آله كلامى بوده كه دو معنى داشته ؛ معنايى عام ( از آن برداشت
پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 207
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٠٧