تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
خانه‌ها و ديوارها را شكافت و مدينه را پيمود و از نگاهم غايب شد . سپس فرمود : بگير اى ام سليم ! آن گاه - به خدا سوگند - كيسه‌اى به من داد كه در آن دينارها و گوشواره‌هايى از طلا و سنگدانه هايى از جنس جَزع ( / سنگى گرانبها همانند عقيق ) وجود داشت كه متعلّق به من بودند و من آنها را در صندوقچه‌اى در خانه‌ام نگاهدارى مىكردم ؛ آن گاه به ايشان عرض كردم : اى سرورم ! صندوقچه را كه مىشناسم اما از آنچه در آن است خبر ندارم كه چه چيزى است ولى همين قدر مىبينم كه سنگين است . حضرت عليه السلام فرمود : برش دار و به راه خويش برو . او مىگويد : ( آن را برداشتم و ) از نزدش بيرون آمدم و داخل منزلم شدم و به طرف آن صندوقچه‌اى ( كه از قبل داشتم ) رفتم ولى آن صندوقچه را در جايش نيافتم ؛ ناگهان ( دريافتم كه ) آن صندوقچه‌اى ( كه امام به من دادند ) همان صندوقچهء خودم است . او مىگويد : اينجا بود كه از آن روز آنها را به ( برخوردارى از ) بصيرت و هدايتى كه در آنها بود شناختم و ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار عالميان است . ( 46 ) وَفْدٌ مِنْ أَهِل الْيَمَنِ يَسْأَلُونَ : مَنْ وَصِيُّكَ يا رَسُول‌َاللَّه ؟ ! بِإِسْنادِهِ عَنْ جابِرٍ قالَ : وَفدَ [ عَلى ] رَسُول‌ِاللَّهِ صلى الله عليه و آله أَهْلُ الَيمَنِ ، فَقالُوا : يا رَسُول‌َاللَّهِ ! مَنْ وَصِيُّكَ ؟ قالَ : هُوَ الَّذِي أَمَرَكُمْ بِالْإِعْتِصامِ بِه ، فَقالَ عَزَّوَجَلَّ :
« وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ