ندارد . پيروان اهل بيت عليهم السلام ، در فرمانبُردارى از خدا و كسانى كه خدا ، فرمانبُردارى از آنان را واجب كرده است ، سرآمدند . در روايتى ، امام صادق عليه السلام ، پيروى از كسانى را كه به خدا منسوب نيستند ، شرك مىداند و مىفرمايد :
مَن أَشرَكَ مَعَ إمامٍ إمامتُهُ مِن عِنْدِ اللَّهِ مَن لَيسَت إمامَتُهُ مِنَ اللَّهِ كانَ مُشْرِكاً بِاللَّهِ . « 1 »
هر كس پيشواى غير الهى را با پيشوايى كه امامتش از جانب خداست ، شريك گردانَد ، به خدا شرك ورزيده است .
در برابر توحيد طاعت ، شرك در اطاعت قرار دارد . برخى از آيات قرآن ، دستهاى از مؤمنان را مشرك مىداند كه مراد ، شرك در اطاعت است و منظور ، كسانى است كه به خدا باور دارند ، ولى از غيرِ او اطاعت مىكنند :
« وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ .
« 2 »
و بيشترشان ، به خدا ايمان نمىآورند ، مگر اين كه [ در همان حال ] مشركاند » .
شرك در اطاعت ، از مواردى است كه گريبانگرِ بسيارى از مؤمنان است و برخى سخنان ، مانند اين عبارت مرسوم كه مىگويند : « اگر فلانى نبود ، زندگىام نابود مىشد » و يا « اوّل خدا ، دوم شما ! » ، در واقع ، بوى شرك در اطاعت مىدهند كه بايد از به كار بردن آنها پرهيز كرد و به گونهاى سخن گفت كه شركآميز نباشد . براى نمونه ، بايد گفت : « اگر خدا ، فلانى را وسيلهء اين كار نمىكرد ، كارم بسيار مشكل مىشد » .
پيوند آهنگ خدا و توجّه به اهل بيت عليهم السلام
در جملهء « و مَن قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِكُم ؛ و هر كه آهنگِ خدا را داشته باشد ، به شما رو مىكند » ، « قصد » به معناى نيّت ، آهنگ كارى كردن و خواستن چيزى است و رو به روى هر چيزى را هم كه در نخستين برخورد ، به چشم مىآيد ، « وجه » مىگويند « 3 » . بنا
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 373 ، ح 6 .
( 2 ) . سورهء يوسف ، آيهء 106 .
( 3 ) . معجم مقاييس اللّغة ، ج 6 ، ص 88 ( الوجه مستقبل لكلّ شىء ) .