( 57 ) : شُهَداء عَلى خَلْقِهِ وَ أعْلامَاً لِعِبادِهِ وَ مَناراً فى بِلادِهِ وَ أدِلّاء على صِرَاطِهِ .
و گواهانى براى آفريدگانش ، و نشانههايى براى بندگانش ، و مشعلهايى در سرزمينهايش ، و راهنمايانى بر راهش . . .
توضيح واژهها
شُهَداء : جمع « شهيد » ، به معناى حاضر ، گواه . « 1 »
أعلام : جمع « عَلَم » ، به معناى نشانههاى روشن ، پرچم . « 2 »
« منار » : جمع « مَنارة » ، به معناى ستون ، مشعل ، نشانهء راه ، نشانهء روشن ، عَلَم . « 3 »
أدلّاء : جمع « دليل » ، به معناى برهان ، راهنما . « 4 »
شرح
پيشوايان معصوم عليهم السلام ، شاهدان بر خلق خدا هستند . عبارات ياد شده ، در كِنار عبارتهايى كه امام را به عنوان نشانه ، راهنما و دليل مىشناسانند ، نيازمند تأمّل هستند ؛ زيرا از يك سو ، امام ، راهنمايى و هدايت خلق را برعهده دارد ، و از ديگر سو ، بر اعمال آنان ، آگاه است و در نزد خداوند ، گواهى مىدهد . بنا بر اين ، سركشان ، هيچ گونه بهانهاى ندارند ؛ زيرا همو كه مردم را با روشهاى گونهگون ، هدايت مىكند ، شاهدِ معتبرِ بارگاه الهى نيز خواهد بود و سخن او در نزد خداوند ، پذيرفته است .
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، ج 3 ، ص 239 .
( 2 ) . « يقال لما يبنى فى جوادّ الطريق من المنازل يستدل بها على الطريق : أعلام » ( لسان العرب ، ج 12 ، ص 49 ) .
( 3 ) . « المنار : جمع منارة ، و هى العلامة تجعل بين الحدّين » ( لسان العرب ، ج 5 ، ص 241 ) . « عَلَم الطريق » ( همان جا ) . « العَلَم و ما يوضع بين الشيئين من الحدود » ( همان جا ) .
( 4 ) . « الدليل : ما يستدلّ به » ( لسان العرب ، ج 11 ، ص 248 ) . « الدالّ » ( همان جا ) .