بِشُروطِهَا وأنَا مِنْ شُرُوطِها . « 1 »
آن ، شرايطى دارد و من ، يكى از شروط آنم .
بر پايهء روايتى ديگر ، هشتمين پيشواى معصوم - كه در تبيين جايگاه امامت و ولايت ، دُرر بارترين سخنان را به يادگار نهاده - ، اساسِ اسلام بالنده و حركتآفرين را اعتقاد به امامت ، برشمرده و فرموده است :
إنَّ الإمامَةَ اسُّ الإسلامِ النّامِى وَ فَرْعُهُ السَّامِى . « 2 »
امامت ، ريشهء بالندهء اسلام و شاخهء برافراشتهء آن است .
اسلام بدون امامت ، اسلامى خمود و راكد است و رشد و نوآورى ، تنها در سايهء اعتقاد به وجود امام ، محقّق خواهد شد . در برخى احاديث ، استوارى اسلام را به پنج ستون : نماز ، زكات ، روزه ، حج ، و ولايت دانستهاند « 3 » و در اين ميان ، ولايت را از همه مهمتر و اساسىتر برشمردهاند . زُراره ، نيكويارِ امام باقر عليه السلام ، دليل برترى ولايت را پرسيد و امام باقر عليه السلام فرمود :
لِأنَّها مِفتاحُهُنَّ وَ الوالِى هُوَ الدَّليلُ عَلَيهِنَّ . « 4 »
زيرا ولايت ، كليد آنهاست و صاحب ولايت ، راهنماى به سوى آنها .
بنا بر فرمودهء امام باقر عليه السلام ، در سايهء رهبرى معصوم ، همهء برنامههاى اسلام ، بر پا خواهند شد و امام ، راهنماى برنامههاى اسلام ناب است و اگر بشر ، شايستگى پذيرش رهبرى امام را داشت ، اكنون در جامعهء مسلمانان ، اختلاف از ميان بر مىخاست و محبّت و مهرورزى و رفاه مادّى ، گسترانده مىشد .
در عبارتهاى پايانى « زيارت جامعه » ، امام عليه السلام ، بار ديگر كاميابى معتقدان به ولايت را گوشزد مىكند و مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج 2 ، ص 135 ، ح 4 .
( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 200 ، ح 1 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 18 ، ح 1 .
( 4 ) . همان ، ح 5 .