« إرادَة » نيز از ريشهء « رَود » ، به معناى خواستن و طلب كردن است . « 1 » ارادهء الهى ، به دو قِسم حتمى و غير حتمى تقسيم شده است . ارادهء حتمى ، تخلّفناپذير است و حتماً واقع خواهد شد ؛ امّا در ارادهء غير حتمى ، امكان تغيير ، وجود دارد . « 2 »
در ارادهء حتمى ، آنچه خدا مىخواهد ، محقّق خواهد شد :
فَإرادَةُ اللَّهِ الفِعْلُ لاغَيرُ ذلِكَ يَقُولُ لَهُ : كُنْ ، فَيَكُونُ . « 3 »
پس ارادهء خدا ، فعل است ، نه جز آن . به آن [ چه بخواهد ] مىگويد : « باش ! » ، پس به وجود مىآيد .
امّا در ارادهء غير حتمى ، خدا مىخواهد تا كارها از طريق بندگانش محقَّق شوند . در اين گونهء اراده ، نافرمانى بندگان ، راه دارد . امامان معصوم عليهم السلام ، كارگزاران ارادهء حقّاند و تمام آنچه را كه خدا مىخواهد ( خواه ارادهء حتمى و يا ارادهء غير حتمى ) ، به جا مىآورند و از خواستِ او تخلّفى صورت نمىگيرد .
تفسير « الفائزون »
واژهء « الفائزون » در « الفائِزُون بِكَرامَتِهِ » ، جمع « فائز » از ريشهء « فَوز » ، به معناى نجات يافتن و دستيافتن به آرزو و خوشى « 4 » است و در فارسى به آن ، كاميابى مىگوييم .
كرامت ، به معناى بزرگوارى و شرافتِ ذاتى است و خداوند ، كريم مطلقى است كه داراى همهء خيرها و شرافتها و ارزشهاست . پيشوايان معصوم عليهم السلام ، به وسيلهء كرامت ذاتى حق ، به همه خوبىها دست يافتهاند و در دنيا و آخرت ، كامياباند .
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، ج 3 ، ص 88 .
( 2 ) . ر . ك : دانشنامهء عقايد اسلامى ، ج 7 ، ص 165 « ويژگى ارادهء خدا » .
( 3 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 109 ، ح 3 .
( 4 ) . لسان العرب ، ج 5 ، ص 392 .