پيامبران را برانگيخت و امامان را جانشينانِ پيامبر خاتم قرار داد تا برنامهء رستگارى بشر را به همهء آدميان ، ابلاغ كنند .
كارآمدترين برنامه براى رعايت حقوق همهء مردم ، برپايىِ عدالت اجتماعى است و بى ترديد ، تنها راه نجات مردم از ظلم و بيداد ، حكومت اهل بيت عليهم السلام است ؛ زيرا منشأ وحيانى حكومتِ امامان ، تمامى كاستىهاى بشر را مىزُدايد و زندگى دنيوى و اخروى را توامان ، تأمين مىنمايد . بنا بر روايتى ، يكى از حكمتهاى غيبت ولىّ عصر ( عج ) ، اعتراف همهء گروهها به ناتوانى در برپايىِ عدالت است . امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
ما يَكُونُ هذا الأمرُ حَتَّى لا يَبقى صِنفٌ مِنَ النَّاسِ إلّاوَ قَد وُلّوا عَلَى النّاسِ حَتّى لا يَقولَ قائِلٌ « إنّا لَو وُلِّينا لَعَدَلنا » ، ثُمَّ يَقومُ القائِمُ بِالحَقِّ وَ العَدلِ . « 1 »
اين امر ( قيام قائم عليه السلام ) فرا نمىرسد تا اين كه هيچ گروهى از مردم باقى نمانَد ، مگر اين كه بر مردم ، حكومت كرده باشد تا كسى نگويد : « اگر ما به حكومت مىرسيديم ، به عدل ، رفتار مىكرديم » . پس از آن ، قائم عليه السلام قيام مىكند و حقّ و عدالت را بر پا مىدارد .
بنا بر اين ، برپايى حكومت عدل ، حمايت عملى پيشوايان دينى از مردم است . در سايهء حكومت اهل بيت عليهم السلام ، حقوق همهء مخلوقات الهى برآورده مىشود و در غيبت آنان ، حكومتى كه با معيارهاى اهل بيت عليهم السلام همخوانىِ بيشترى دارد ، حامى دينداران خواهد بود . فضاى حكومت دينى ، به گونهاى است كه انسان ديندار ، بتواند به راحتى ، از دين خود ، نگهبانى نمايد ، هر چند همگان به پذيرش دين و معيارهاى دينى مجبور نباشند . البته بنا بر باور شيعه ، امام غايب نيز خطرگاههاى اصلى را براى شيعيان مىنمايانَد و با الطاف پنهانى و اشارات بشارتبخش خويش ، از افتادن آنها به ورطهء هلاكت ، جلوگيرى مىنمايد :
هامش
( 1 ) . الغيبة ، نعمانى ، ص 274 ، ح 53 ؛ ميزان الحكمة ، ج 1 ، ص 346 ، ح 1219 .