دارد و در همهء زمانها و در گذر تاريخ ، همواره بندگانى هستند كه حقيقت بندگى را به جاى مىآورند و خداوند هم آنان را به عنايات ويژهء خود مىنوازد و با آنان ، سخن مىگويد . از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده كه فرمود :
عِبادٌ ناجاهُم فِى فِكرِهِم وَ كَلَّمَهُم فِى ذاتِ عُقُولِهِم . « 1 »
بندگانى هستند كه خداوند ، از درِ انديشهشان ، با آنان ، نجوا مىكند و از درِ خِردشان ، با آنان سخن مىگويد .
همسخنى با خدا و گوش دل به نجواى او سپردن ، آرزوى همهء اولياى خداست .
در « مناجات شعبانيه » مىخوانيم :
وَ اجْعَلْنِى مِمَّن نادَيتَهُ فَأجابَكَ . . . فَناجَيتَهُ سِرَّاً وَ عَمِلَ لَكَ جَهرَاً . « 2 »
و مرا از كسانى قرار ده كه آنها را خواندهاى و به تو پاسخ دادهاند . . . و با آنان ، به خفا راز گفتهاى و آنان ، در آشكار ، برايت عمل كردهاند .
امتياز ديگر بندگى خدا ، به انجام رسانيدن كارهاى بزرگى است كه از همگان بر نمىآيد . بندهء خدا ، آن گاه كه به مراتب بالاى بندگى رسيد ، مَثَل خدا در روى زمين مىشود و نمايندهء خدا ، كارهاىِ خدايى مىكند . در « حديث قدسى » آمده كه خداوند ، از بندهاش مىخواهد كه حقّ بندگى را به جاى آورد تا او را نمونهء خود بر روى زمين گردانَد :
عَبدِى أطِعْنى أجْعَلَكَ مَثَلى . « 3 »
بندهام ! مرا اطاعت كن تا تو را نمونهء خود ، قرار دهم .
انجام گرفتن برخى كارهاى خارق العاده كه از سوى اولياى حق ، مشاهده مىشود ، بازتاب بندگى آنان است . در سخنى منسوب به امام صادق عليه السلام ، بندگى ، جوهرى است
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة ، خطبهء 222 .
( 2 ) . الإقبال ، ج 3 ، ص 299 .
( 3 ) . الجواهر السنيّة ، ص 361 .