نمىسنجند . بر پايهء گزارشى ، امير مؤمنان على عليه السلام ، اين افتخار را آنچنان زيبا بيان كرده كه شگفتى عامر شَعبى ، فقيه و شاعر عرب « 1 » را برانگيخته است . على عليه السلام فرموده است :
إلهى ! كَفى لِى عِزّاً أنْ أكُونَ لَكَ عَبدَاً وَ كَفى بِى فَخراً أن تَكُونَ لِى رَبّاً ، أنتَ كَما احِبُّ فَاجْعَلنى كَما تُحِبُّ . « 2 »
معبودا ! مرا ارجمندى ، همين بس كه بندهء تو باشم و مرا افتخار ، همين بس كه پروردگار من باشى . تو چنانى كه من دوست دارم . پس مرا چنان دار كه تو دوست دارى .
هداياى الهى و عنايات ويژهء خداوند ، تنها به كسانى تعلّق مىگيرد كه سر بر آستان بندگى او بسايند . خداوند ، از پيامبر خود ، هنگامى كه به معراج رحمانى قدم نهاد ، با عنوان « عبد » خويش ، ياد فرموده است :
« سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى .
« 3 »
پاك است آن خدايى كه بندهء خود را شبانه ، از مسجد الحرام به مسجد الأقصى بُرد ! » .
مقام بندگى پيامبر صلى الله عليه و آله ، بر رسالت او مقدّم است و از اين رو ، در تشهّد نماز ، پيش از آن كه از رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله ياد كنيم ، او را بندهء خدا مىخوانيم : «
أشهدُ أنَّ مُحمّداً عَبدهُ وَ رَسولُه
» . امتيازِ بندگى خدا ، براى همگان ، قابل تحصيل است . رسالت و نبوّت ، فضل الهى براى خاصّان درگاه خداوند است ؛ امّا رسيدن به مقامِ بندگى ، براى همگان ، امكان
هامش
( 1 ) . عامر بن شراحيل الشعبى ، محدث ، راوى و فقيه كوفى ( 19 - 103 ه ) از رجال سرشناس صحاح سته بود كه پانصدصحابهء پيامبر را ديد و راويان زيادى از او حديث شنيدهاند ( تهذيب التهذيب ، ج 5 ، ص 57 ) . وى شگفتى خود را از اين سخنان چنين ابراز مىكند : امير مؤمنان ، به بداهة ، نُه جمله گفت كه با آنها ، چشمهء بلاغت را شكافت و گوهرهاى حكمت را يتيم كرد و همهء مردمان را از رسيدن به يكى از آنها نااميد ساخت ( الخصال ، ص 420 ، ح 14 ) .
( 2 ) . الخصال ، ص 420 ، ح 14 .
( 3 ) . سورهء اسرا ، آيهء 1 .