افزون بر آن كه ويژگى پيامبر صلى الله عليه و آله ، « داعى إلى اللَّه » بودن است ، بر اساس آيات قرآن ، مأموريتِ اصلى امامان عليهم السلام نيز دعوت به سوى خداوند است و مىتوان فرازِ « الدُّعاة إلَى اللَّه » را به آيهاى از قرآن ، مستند كرد و بر اساس تفاسير شيعه ، آن را تبيين نمود ؛ زيرا خداوند به پيامبرش فرمان مىدهد كه خود و پيروانش ، مردم را با آگاهى به سوى او خوانند :
« قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي
. « 1 »
بگو : اين ، راه من است كه با بينايى به سوى خدا مىخوانم ؛ من و هر كس كه از من پيروى كند » .
در روايات شيعه ، مراد از
« مَنِ اتَّبَعَنِي »
چنين شناسانده شده است :
ذاكَ رَسُولُ اللَّهِ وَ أميرُالمُؤمِنينَ وَ الأوصِياءُ مِن بَعدِهِم . « 2 »
اين ، همان پيامبر خدا و امير مؤمنان و اوصياى پس از ايشان است .
بنا بر آنچه گذشت ، فراخوانى ، اختصاص به اهل بيت عليهم السلام ندارد ؛ امّا برترين جايگاه ، از آنِ اهل بيت عليهم السلام است كه بر بينش و آگاهى استوارند و مردم را نيز با بينش و آگاهى ، فرا مىخوانند .
نكتهء ديگرى كه اهل بيت عليهم السلام را از ديگران ، متمايز مىكند ، چگونگى فراخوانىِ ايشان است ؛ زيرا همهء كسانى كه در زمرهء دعوت كنندگان هستند ، انگيزهء يكسانى ندارند ؛ بلكه برخى ، مردم را به سوى خويش مىخوانند ، دستهاى ، مردم را به سوى ديگران مىخوانند و با دعوت خود ، بر هوادارانِ احزاب مىافزايند و دستهاى نيز به نامِ خدا ، مردم را به سوى خود مىخوانند . اين سه دسته ، همگى به بيراهه مىروند و سرانجامِ آنان ، گمراهى است . امّا اهل بيت عليهم السلام به ما آموختهاند كه بايد مردم را به نام خدا ، به سوى خدا خوانْد و در اين دعوت مقدّس ، خويش را فراموش كرد . از اين
هامش
( 1 ) . سورهء يوسف ، آيهء 108 .
( 2 ) . ر . ك : الكافى ، ج 1 ، ص 425 ، ح 66 .