مىداشتند . در منطق آنان ، پيروى از هواى نفس ، فرمانروايانِ زورگو و بتهاى ساختهء دستِ بشر ، همگى بت پرستى است و تنها تمايز آنان ، در جاندارى و بى جانى آنهاست . سردمدارانِ ستمگر ، بتهاى جاندار هستند و مجسّمههاىِ مقدّس ، طاغوتهاى بى جاناند و از هيچ يك از آنان ، نبايد پيروى كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله نيز هدف دعوت خويش را باز گرداندن مردم از « انسان پرستى » به سوى « خدا پرستى » اعلام فرمود :
إنّي أدعُوكُم إلى عِبادَةِ اللَّهِ مِن عِبادَةِ العِبادِ وَ أدعُوكُم إلى وَلايَةِ اللَّهِ مِن وَلايَةِ العِبادِ . « 1 »
من شما را از بندگى بندگان ، به بندگى خدا ، فرا مىخوانم و از ولايت بندگان ، به ولايت خدا ، دعوتتان مىكنم .
اهل بيت ، يعنى همان جانشينان واقعى پيامبر صلى الله عليه و آله ، همهء مردم را به حكومت خداوند ، فرا خواندهاند و با گفتار و عمل خود ، آنان را از خودپرستى و بيگانهپرستى ، بر حذر داشتهاند . در نگاه دينىِ پيشوايان معصوم ، تنها و تنها خداوند ، حقّ امر و نهى دارد و انسانها ، تنها بايد احكامِ الهى را بر پا بدارند . بنا بر اين ، حكومتِ اسلامى ، حكومت اكثريت بر جامعه و يا حكومتِ انسان بر انسان نيست ؛ بلكه حكومتِ خداوند بر انسان است و مشروعيّت حاكم اسلامى ، به ميزان پايبندى وى به قوانين الهى است و چنانچه از قوانين خداوند ، سر باز بزند ، مشروعيّت وى از بين مىرود .
دعوت اهل بيت عليهم السلام به سوى خدا ، فراخوانى مردم به سوى حكومت و قوانين الهى است و مجاهدت همهء امامان معصوم عليهم السلام براى تبيينِ حكومتِ اللَّه بر روى زمين و پرهيزاندن مردم از بندگىِ انسان بوده است . در مكتب اهل بيت عليهم السلام ، ارزشِ انسان ، بسيار والاتر از آن است كه از انسانى مانند خود ، فرمان ببَرد و تنها بايد از انسانى پيروى كند كه برگزيده و مجرى دستورهاى حقّ است و بدين سان ، از خدا فرمان
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 21 ، ص 285 .