ج - حكمت حقيقى
حكمت عملى ، سرآغاز حكمت حقيقى است و حكمت حقيقى ، هديهء الهى براى كسانى است كه حكمت عملى را به كار ببندند . اين حكمت ، نورى است كه ضدّ هوا و هوس است و هر اندازه قلب از آن پرتو بگيرد ، به همان اندازه ، از هوا مىگريزد و شهوت او ضعيف مىشود ، تا آن جا كه شهوت ، در انسان حكيم مىميرد و عقل او ، زنده مىشود . « 1 »
دانش لقمان حكيم ، نمونهاى از حكمت حقيقى است . او حكيمى است كه خداوند ، حكمت حقيقى را به وى هديه كرده است :
« وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ .
« 2 »
به راستى ، به لقمان ، حكمت داديم » .
لقمان ، نمونهء خوبى است براى كسانى كه در پىِ حكمت حقيقى هستند . او پيامبر نبود ؛ امّا مردى انديشمند و درستكردار بود كه خداوند ، او را به مقامِ بلند حكمت رسانيده بود . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، در بارهء چگونگى گزينش لقمان ، فرموده است :
در حقيقت ، لقمان ، پيامبر نبود ؛ ليكن بندهاى مصمّم ، انديشمند و با حُسنِ ظن بود .
خدا را دوست داشت . پس خدا نيز او را دوست داشت و حكمت را براى او ضمانت كرده بود . وسط روز ، خوابيده بود كه ناگهان ، به پذيرش خلافت ، فراخوانده شد كه : « اى لقمان ! آيا مىخواهى كه خداوند ، تو را جانشينى در روى زمين قرار دهد تا در ميان مردم ، به حق ، داورى كنى ؟ » . لقمان ، بيدار شد و در پاسخ گفت : « اگر پروردگارم مرا داور كند ، مىپذيرم ؛ زيرا مىدانم كه اگر با من چنين كند ، يارىام مىنمايد و به من ، دانش مىآموزد و مرا از خطا ، نگاه مىدارد ؛ ولى اگر پروردگارم مرا مخيّر سازد ، عافيت را مىپذيرم و بلا را نمىپذيرم » .
فرشتگانى كه آنها را نمىديد ، با ندايى به او گفتند : اى لقمان ! چرا چنين گفتى ؟
هامش
( 1 ) . ر . ك : علم و حكمت در قرآن و حديث ، ج 1 ، ص 108 و 109 .
( 2 ) . سورهء لقمان ، آيهء 12 .