سكوت ، از حكمت است ؛ ولى رعايت كنندهء آن ، اندك است . مىخواستم از تو بپرسم ؛ ولى سكوت كردم تا اين كه خودت كفايتم كردى [ و پاسخم را دادى ] .
اهل بيت عليهم السلام ، معدن حكمت الهىاند ، بدين معنا كه آنان ، سرآمدِ حكيماناند ؛ ولى حكمت آنان ، ريشه در حكمت الهى دارد و بدون اراده خداوند متعال ، كارى را انجام نمىدهند و از اين رو ، در پاسخ به نيازهاى مردم ، مصلحت آنان را در نظر مىگيرند .
اگر با حكمت الهى سازگار بود ، خواستهء نيازمندان را به ارادهء الهى ، بر طرف مىنمايند .
برخى درخواستهاى مردم كه با حكمت الهى منافات دارد ، در اين دنيا ، برآورده نخواهد شد ، چنان كه از امام على عليه السلام روايت شده كه فرمود :
إنَّ كَرَمَ اللَّهِ سُبحانَهُ لا يَنقُضُ حِكمَتَهُ . « 1 »
بزرگوارى خداوند سبحان ، حكمتش را باطل نخواهد كرد .
و همين معنا ، راز كردار حكيمانهء مَظاهرِ حكمت الهى ، يعنى اهل بيت عليهم السلام است .
رحلت امام خمينى رحمه الله و حكمتِ الهى
مرحوم سيّد علىاكبر ابوترابى ، سيّد آزادگان براى اين جانب داستانى از دوران اسارت خود نقل كرد بدين مضمون : زمانى كه در اسارت رژيم بعثى عراق بوديم ، خبر ارتحال امام امت رحمه الله را دريافت كردم ؛ امّا نمىدانستيم چگونه اين خبر جانسوز را به آزادگان در اسارت برسانيم . جلسهء دعايى برگزار كرديم تا به تدريج ، خبر را به آنها بگوييم . ناگهان ، در ميان جلسه ، يكى از بسيجىهاى در بند ، نزد من آمد و گفت : من مىدانم كه امام ، از دنيا رفته است . به او گفتم : تو از كجا مىدانى ؟ بسيجى پاسخ داد : در همين جلسه ، حالت خوابى به من دست داد . ديدم درهاى آسمان ، باز شد و همهء پيامبران ، صف كشيدهاند و گويى منتظرِ ورود كسى هستند . يكباره امام را ديدم كه به
هامش
( 1 ) . غرر الحكم ، ح 3478 .