خداوند ، براى آن كه صفات خود را در روى زمين نشان دهد ، از بندگانش مىخواهد كه مطيعِ او باشند . طبق نقلى ، در حديث قدسى آمده است :
عَبدى ! أطِعنى أَجعَلكَ مَثَلى . « 1 »
بندهء من ! مرا فرمان ببر تا تو را همانند خود ، قرار دهم .
از همين روايت ، مىتوان رابطهء « مَثَل اعلا » با اهل بيت عليهم السلام را دريافت ؛ زيرا امام ، مطيعترين انسانها در برابر خداوند است و خدا نيز او را « مَثَل » خود در روى زمين قرار داده تا نمايانگر دانش ، عزّت ، عظمت و ساير اوصاف الهى در روى زمين باشد .
توضيح مَثَل خدا
بايد دانست كه آفريدگار ، كمالِ انسان را مىنماياند و هموست كه مسير تكامل را در فرمانبرى از خود ، قرار داده است و هر اندازه كه فرامين خدا ، اطاعت گردد و نواهى او ترك شود ، افق تكامل ، نمايانتر خواهد شد و مقام خليفة اللّهى - كه همان جانشينى خداست - ، در فراسوى افق معهود ، مشهود است و بدين سان ، آدمى ، مظهر اسما و صفات حق مىگردد و خداگونه عمل مىكند و اين ، مقامى است كه حق به او مىبخشد . بنا به نقلى ، در حديثى قدسى آمده :
يَابنَ آدَمَ ! أنا حَىٌّ لا أَموتُ ، أطِعنى فيما أمَرتُكَ أَجعَلكَ حَيّاً لا تَموتُ . يابنَ آدَم ! أنا أقولُ لِلشَّىءِ : كُن ، فَيكونُ . أطِعنى فيما أمَرْتُكَ أجعَلكَ تَقُولُ لِلشَّىءِ : كُن فَيَكُونُ . « 2 »
اى فرزند آدم ! من ، زندهاى هستم كه نمىميرم . از فرمانهاى من اطاعت كن تا تو را زندهاى قرار دهم كه [ هرگز ] نميرى .
اى فرزند آدم ! من به هر چه بگويم : « هست شو ! » ، هست مىشود . از فرمانهاى من اطاعت كن تا تو را چنان قرار دهم كه به هر چه بگويى : « هست شو ! » ، هست شود .
ثمرهء اطاعت هميشگى از خدا ، فانى شدن ارادهء انسان در ارادهء الهى است و آدمى ،
هامش
( 1 ) . الجواهر السنيّة ، ص 361 .
( 2 ) . إرشاد القلوب ، ص 75 .