( 23 ) : وَ المثل الأعْلى .
و نمونهء برتر . . .
توضيح واژهها
المَثَل : نمونه ، الگو ، سخن ، صفت ، حجّت ، برهان . « 1 »
الأعْلى : برتر ، بلندتر ، بزرگتر . « 2 »
شرح
واژهء « المثل » را در اين عبارت ، مىتوان « المَثَل » و يا « المُثُل » خواند ؛ زيرا مُثُل ، جمع « مَثَل » است و با اين بخش « زيارت جامعه » - كه همهء صفات به صيغهء جمع آمده است - ، سازگارى دارد ؛ امّا نمىتوان آن را پذيرفت ؛ زيرا در اين صورت ، « العُلْيا » بايد ، صفتِ « المُثُل » مىشد ؛ ولى در متن موجود ، « الأعْلى » ، صفت آن است كه از نظر نحوى ، تطابق صفت و موصوف با « المَثَل » ، محقّق مىشود . از سويى ، « المَثَل الأعْلى » ، تلميح زيبايى به آيهء
« وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى »
« 3 » دارد و به اين اعتبار ، تمام امامان عليهم السلام ، ذات مقدّس واحدى هستند كه مَثَل اعلاى حقّاند و بنا بر همين قاعده ، « كَهْفِ الوَرى » و « الدَّعْوَة الحُسْنى » - كه آن دو نيز مفرد هستند - تمام پيشوايان معصوم عليهم السلام را در برمىگيرند .
تبيين مثل اعلا
قرآن كريم ، مَثَل اعلا را براى خداوند ، ثابت مىداند :
هامش
( 1 ) . « مَثَل الشَّىء : صفته ؛ الشَّىء الّذى يُضْرَبُ لشىءٍ مَثلًا » ( لسان العرب ، ج 11 ، ص 611 ) .
( 2 ) . « علا : عُلوّ كلّ شىءٍ : أرفعه . . . » ( لسان العرب ، ج 15 ، ص 83 ) .
( 3 ) . سورهء نحل ، آيهء 60 .