« وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى .
و صفتِ و الا [ و برتر ] براى خداست » .
در حالى كه مِثل و مانند را از پروردگار ، نفى مىكند و همانندى را براى خداوند ، نمىپذيرد :
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ .
« 1 »
چيزى همانند او نيست » .
بنا بر اين ، خداوند ، مِثل ندارد ؛ امّا مَثَل دارد . واژهشناسان ، مَثَل را به معناى صفت ، نمونه و حجّت مىدانند و برخى مفسّران معتقدند كه معناى اصلى « مَثَل » ، صفت است و مَثَلهاى معروف نيز از آن رو مَثَل ناميده مىشوند كه در زبانهاى مختلف ، صفتى مشهور مىگردد و در هر جاى مناسب و مشابهى به كار مىرود . « 2 »
بدينسان ، مَثَل اعلا در آيهء
« وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى »
، به صفات كمالى خداوند ، مانند :
حيات ، علم ، قدرت ، عزّت و عظمت ، اشاره مىكند كه در ميان بندگان ، به گونهاى ناقص وجود دارد ؛ ولى در بالاترين مرتبه و به گونهاى كامل و انحصارى براى خداوند ، ثابت است . « 3 »
براى نمونه ، كسى كه به صفتِ علم مزيّن مىشود ، عالِم ناميده مىشود ؛ ولى دانش او در برابر مجهولاتش ، بسيار اندك است . بسيارى از علوم امروزى ، در گذشته مجهول بوده است و همين سيرِ كشف مجهولات ، نشان مىدهد كه دانش بشر ، ناقص است و به سوى كمال حركت مىكند ؛ امّا علمِ خداوند ، بىنهايت است و براى آن ، حدّ و مرزى نيست و در دانش بىنهايت او ، جَهل ، راه ندارد . بنا بر اين ، اگر چه هر دانشمندى عالم است ؛ ولى صفتِ برتر علم ، از آنِ خداست .
هامش
( 1 ) . سورهء شورا ، آيهء 11 .
( 2 ) . ر . ك : الميزان فى تفسير القرآن ، ج 12 ، ص 277 .
( 3 ) . همان ، ص 279 .