1 . صاحبان خِرد و زيركى
بدين سان كه جملهء « ذوى النهى » را به صاحبان خِرد و جملهء « اولى الحِجى » را به صاحبان فطنت ( زيركى ) تفسير كنيم ، در نتيجه ، مقصود از اين عبارت از زيارت ، چنين مىشود : « سلام بر خردمندان و زيركان ! » .
2 . خردمند در ترك كارى و انجام دادن كارى ديگر
عقل ، داراى دو نقش در زندگى است : يكى ، نهى از كارهاى ناشايست است كه بدين لحاظ ، به آن « نُهى » گفته مىشود ؛ و ديگرى ، امر به كارهاى شايسته كه از اين جهت ، به آن « حِجى » مىگويند . معصومان عليهم السلام ، در هر دو بُعد ، داراى كاملترين عقول هستند .
بنا بر اين نظر ، معناى عبارت ياد شده ، چنين است : « سلام بر خِردمندان در ترك كارهاى ناشايست و انجام دادن كارهاى شايسته » .
3 . صاحبان عقل نظرى و عملى
طبق اين معنا ، مقصود از عبارت ياد شده ، سلام بر پيشوايانى است كه از كاملترين عقلهاى نظرى و عملى برخوردارند .
گفتنى است كه در تفسير « عقل نظرى » و « عقل عملى » ، دو نظريه وجود دارد :
بنا به نظريهء اوّل ، عقل ، مبدأ ادراك است و در اين مورد ، تفاوتى ميان عقل نظرى و عملى وجود ندارد ؛ بلكه تفاوت در هدف است . اگر هدف از ادراك چيزى ، شناخت بود ، مبدأ ادراك آن ، « عقل نظرى » ناميده مىشود ؛ و اگر هدف از ادراك چيزى ، عمل بود ، مبدأ ادراك آن ، « عقل عملى » ناميده مىشود . بر اساس اين نظريه ، عقل عملى ، مبدأ ادراك است ، نه تحريك .
نظريهء دوم ، اين است كه تفاوت ميان عقل نظرى و عقل عملى ، جوهرى است ؛ يعنى تفاوت در مبدأ ادراك بودن آنهاست . عقل نظرى ، مبدأ ادراك و عقل عملى ، مبدأ تحريك است . وظيفهء عقل عملى ، اجراى مُدركات عقل نظرى است . « 1 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : خردگرايى در قرآن و حديث ، ص 24 .