تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زيارت جامعه كبيره يا تفسير قرآن ناطق ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
مقدّمه‌اى براى رسيدن به نور واقعى است و آن نور ، آموختنى نيست .
در مدرسه ، هر چند كه خوانديم بسى علم * در ميكده ، علمى است كه آموختنى نيست .
نور دانش ، نتيجهء تقواست و امام عليه السلام به شيفتگان دانش ، سفارش مىكند كه پيش از هر چيز ، حقيقت بندگى را در خود ، ايجاد كنند و خود را بنده بدانند و « علم » ، خود را با « عمل » ، در آميزند و اهل عمل باشند و براى فهميدن ، از خدا مدد جويند . بنا بر اين ، نور اهدايى خداوند ، به بندگان اهل عملى كه تنها از او مدد مىجويند ، تعلّق مىگيرد و آنانى كه بندهء واقعى نيستند و يا دانش خود را به كار نمىبندند و يا از غير خدا مدد مىخواهند ، از نور دانش ، محروم خواهند بود . اشتياق عُنوان بصرى ، با شنيدن سخنان امام عليه السلام ، افروخته مىشود و از صادق آل محمّد عليهم السلام مىخواهد تا حقيقت عبوديت را براى او شرح دهد . امام عليه السلام نيز حقيقتِ بندگى را در سه چيز ، خلاصه كرد و فرمود : أنْ لايَرَى العَبدُ لِنَفسِهِ فيما خَوَّلَهُ اللَّهُ مِلْكاً ، . . . وَ لايُدَبِّرُ العَبدُ لِنَفسِهِ تَدبِيراً ، وَ جُملَةُ إشتِغالِهِ فيما أمَرَهُ اللَّهُ تَعالى بِهِ وَ نَهاهُ عَنهُ . « 1 » [ اوّل اين كه ] بنده ، در آنچه خداوند به او عطا فرموده است ، خود را مالك نبيند . . . . [ دوم آن كه ] بنده ، براى خود ، چاره‌انديشى نكند و [ سوم ] آن كه همهء سرگرمى و اشتغالش به چيزى باشد كه خداى تعالى ، او را به انجام دادن آن ، فرمان داده و يا از ارتكابش ، نهى فرموده است . آنچه امام عليه السلام بيان كرده ، « تقواى اقتصادى » ، « اميد به خدا » و « كوشش و تلاش » است ؛ زيرا وقتى انسان ، خود را مالك ندانست ، به آسانى به ديگران ، كمك مىكند و حرص و آزمندى ، از او رَخت برمىبندد و آن گاه كه با اميد به خدا ، چارهء كار را
هامش
( 1 ) . مشكاة الأنوار ، ص 563 ، ح 1901 ؛ بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 225 ، ح 17 .