تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زيارت جامعه كبيره يا تفسير قرآن ناطق ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
از بزرگوارى انسان است : گريستن او بر زمان از دست رفته‌اش ، اشتياق او به زادگاهش ، و نگاه داشتن دوستان ديرينه‌اش . انسان‌هاى بزرگوار ، براى زمان از دست رفته ، اندوهگين‌اند ، اهل مراقبه هستند و نگران سرمايهء گران‌بهاى عمر خويش‌اند . آنانى كه روزگار جوانى را پشت سر نهاده‌اند ، در حسرت توانايى خود كه به بيهودگى از دست داده‌اند ، افسوس مىخورند و دريغاگويند . البته اين دريغ و حسرت ، به آنان ، فرصتى مىدهد كه به فردا بنگرند و از عمر خويش ، بهره ببَرند و با نگاهى به گذشته ، آينده‌اى روشن براى خود ، ترسيم كنند . بىترديد ، كسانى كه تنها سرمايهء آنها دريغ خوردن بر گذشته است ، از امروز هم غافل مىمانند و به آينده هم نخواهند رسيد . يكى ديگر از نشانه‌هاى بزرگوارى ، يادكردِ دوستان قديمى است . نشانهء انسان بزرگوار ، با هر مقام و مسئوليتى ، آن است كه ياران ديرآشناى خود را فراموش نكند كه اعتماد به دوستان كهن ، افزون‌تر و ريشه‌دارتر است ؛ زيرا پايه‌هاى دوستى خود را بر اساس محبّت ذاتى استوار كرده‌اند و چون دغل‌ْدوستانى نيستند كه انگيزه‌شان از محبّت ، دست يازيدن به مقام و ثروت است . وطن‌ْدوستى ( حبّ الوطن ) و علاقه به زادگاه نيز نشانهء ديگرِ بزرگوارى است و شايد بتوان اين نكتهء ظريف را دريافت كه علاقهء به زادگاه ، يعنى عشق به سرزمينى كه فرد از آن برخاسته و به آن ، وابسته است . ملكوت ، وطن اصلى انسان است كه هماره ، به او دل‌بسته است :
مرغ باغ ملكوتم ، نِيَم از عالم خاك * چند روزى قفسى ساخته‌اند از بدنم .
امام صادق عليه السلام ، نشانه‌هاى ديگرى براى كرامت بر مىشمُرَد و در روايتى مىفرمايد : ثَلاثَةٌ تَدُلُّ عَلى كَرَمِ المَرءِ : حُسنُ الخُلْقِ ، وَ كَظمُ الغَيْظِ وَ غَضُّ الطَّرفِ . « 1 »
هامش
( 1 ) . تحف العقول ، ص 319 .