مفهوم كَرَم ، در آيات و احاديث
واژهء كَرَم ، در قرآن نيامده است ؛ امّا مشتقّات آن ، مانند : « كريم » ، « أكْرَمَه » ، « أكْرَمَكُم » و . . . ، بيش از چهل بار در قرآن ، تكرار شده است و شايد مهمترينِ آنها ، واژهء « كريم » باشد كه از اسماى الهى است و كاربردىترين آنها ، اين آيه است :
« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
« 1 » ؛ گرامىترين شما نزد خداوند ، باپرواترينِ شماست » ، كه راه رسيدن به كرامت را پرهيزگارى مىداند و بس . در حقيقت ، هر كه پروا پيشه كند ، در نزد خداوند ، كريم شناخته مىشود .
معصومان عليهم السلام با بيان نمونههاى كَرَم ، به تفسير و تبيين آن پرداختهاند . وقتى از كريم اهل بيت عليهم السلام ، امام حسن مجتبى عليه السلام ، در بارهء كَرَم پرسيده شد ، فرمود :
أمَّا الكَرَمُ فَالتَّبَرُّعُ بِالمَعرُوفِ وَ الإعطاءُ قَبلَ السُّؤالِ . « 2 »
بزرگوارى ، احسان كردنِ داوطلبانه است و دَهِش پيش از خواهش .
بنا بر اين ، هر كس پيش از اظهار نياز ، حاجت مردمان را برآورده نمايد و داوطلبانه ، احسان كند ، در نزد امام مجتبى عليه السلام ، كريم شناخته مىشود .
نشانههاى كَرَم
شناسايى نشانهها و تبيين محدودهء آن ، راهكار رسيدن به هدف است تا « ره » ، گم نشود . گريه بر فرصتهاى از دست رفته ، عشق وطن ، يادِ ياران ، خوشخويى ، فرو بُردن خشم و فرو هِشتن چشم ، نمونههايى است كه در مكتب اهل بيت عليهم السلام به عنوان نشانههاى كَرَم ، شناسانده شدهاند . امام على عليه السلام ، در روايتى مىفرمايد :
مِن كَرَمِ المَرءِ : بُكاؤُهُ عَلى مَا مَضى مِن زَمانِهِ وَ حَنِينُهُ إلَى أوطانِهِ وَ حِفْظُهُ قَدِيمَ إخْوانِهِ . « 3 »
هامش
( 1 ) . سورهء حجرات ، آيهء 13 .
( 2 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 238 .
( 3 ) . كنز الفوائد ، ج 1 ، ص 94 .