15 / 24 مشفق كاشانى « 1 »
مردم ديده ، به هر سو نگران اند هنوز * چشم در راه تو ، صاحب نظران اند هنوز
لالهها ، شعله كش از سينهء داغند به دشت * در غمت ، همدم آتش جگران اند هنوز
از سراپردهء غيبت خبرى باز فرست * كه خبريافتگان ، بيخبران اند هنوز
آتشى را بزن آبى به رُخ سوختگان * كه صدفسُوز جهان ، بد گهران اند هنوز
« پرده بردار كه بيگانه نبيند آن روى » * غافل از آينه ، اين بىبصراناند هنوز
رهروان در سفر باديه حيران تو اند * با تو آن عهد كه بستند ، برآن اند هنوز
ذرّهها ، در طلب طلعت رويت ، با مهر * همعنان تاخته ، چون نو سفران اند هنوز
سحر آموختگان اند ، كه با رايت صبح * مشعلافروز شب بى سحران اند هنوز
طاقت از دست شد ، اى مردمك ديده ، دمى * پرده بگشاى ، كه مردم نگران اند هنوز . « 2 »
هامش
( 1 ) . عباس كىمنش ، مشهور به مشفق كاشانى متولد 1304 در كاشان شاعرى است كه رياست هيأت مديرهء انجمن شاعران ايران را بهعهده دارد .
( 2 ) . خوشههاى طلائى : ص 151 .