از آن سوى ديوارهاى بلند جنوبى * مرا همدل و همزبانى ، تو را دوست دارم
دعا مىكنم تا بيايى به ويرانهء من * گل مهربانى نشانى ، تو را دوست دارم
همين قدر مىدانم از تو كه مانند خورشيد * جلودار اين كاروانى ، تو را دوست دارم
تو زيباترينهاى احساس را مىشناسى * تو اين باغ را باغبانى ، تو را دوست دارم
بهارىترين صبح من اى طلوع درخشان * تو مثل خدا جاودانى ، تو را دوست دارم . « 1 »
هامش
( 1 ) . يار غايب از نظر : ص 116 .