آه از پاييز سرد ، اى كاش من * از تو باغى در بهاران داشتم
تا بيفشانم به پايت سر به سر * كاشكى جان فراوان داشتم
بعد از آن مثل شقايقهاى سرخ * خلوتى در باغ باران داشتم
يك غزل بس نيست هجران تو را * كاش صدها شعر و ديوان داشتم . « 1 »
و نيز از اوست :
ما بىتو - تا دنياست - دنيايى نداريم * چون سنگ خاموشيم و غوغايى نداريم
اى سايهسار ظهر گرم بىترحُّم * جز سايهء دستان تو جايى نداريم
تو آبروى خاكى و حيثيّت آب * دريا تويى ، ما جز تو دريايى نداريم
وقتى عطش مىبارد از ابرِ ستَروَن * جز نام آبىّ تو ، آوايى نداريم
شمشيرها را گو ببارند از سرِ بُغض * از عشق ، ما جز اين تمنّايى نداريم . « 2 »
15 / 27 سيميندخت وحيدى « 3 »
تو آبىتر از آسمانى ، تو را دوست دارم * گل آويز اين بوستانى ، تو را دوست دارم
چو عطر هوسناك گلهاى وحشى در اين دشت * هميشه روانى ، روانى ، تو را دوست دارم
تو با لحظههاى قشنگ سحر مىزنى موج * به دريايى از زندگانى ، تو را دوست دارم
هامش
( 1 ) . يار غايب از نظر : ص 37 .
( 2 ) . سيماى مهدى موعود در آئينهء شعر فارسى : ص 396 .
( 3 ) . شاعر معاصر و نامدارى ايران اسلامى ، متولّد 1312 ش در شهرستان جهرم .