تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
تا بيايد از سفر آن ماه * تا كند روشن شب ديجور غصهء ايّام هجران را * او زِدل‌هامان بريزد دور تا بيايد آن كه چشمانش * باغ نرگس زار ايمان است
تا بيايد آن كه دستانش * سرزمين سبز عرفان است تا بيايد آن كه از رويش * خوشهء خورشيد مىبارد جرعه‌اى از جام لبخندش * در دل ما ، نور مىكارد سرزمين خشك دل‌هامان * تشنهء ديدار باران است انتظار ديدن رويش * آرزوى جمله ياران است مىدهى آيا جوابم را * انتظار ، اى واژهء جانكاه ؟ كى به پايان مىرسى ديگر * كى نمايان مىشود آن ماه ؟ آه اى خورشيد نورافشان ! * تا طلوعت چند شب مانده ؟ جانمان در فرقت رويت * در هجوم تاب و تب مانده كى براى ديدن رويت * مردمان صف مىكشند اى دوست ؟ با لب خندان به هم گويند * آن كه غايب بود و آمد ، اوست اى مسافر چند در راهى ؟ * چند بايد منتظِر باشيم ؟ كى به پايان مىرسد اين راه ؟ * كى به پايت نُقل مىپاشيم ؟ پيروان جملهء اديان * چشم بر راه اند بازآيى تا كه در پايت گل افشانند * بر اساس رسم شيدايى كى به روى چشم‌هاى ما * هاله‌اى از نور مىپاشى ؟ در زمين سرد دل‌هامان * بذر شوق و شور مىپاشى ؟ روزهاى عمر ما بگذشت * سال‌هاى عمر ، آخر شد در فراق ديدنت هر شب * چشم‌ها با اشك خوگر شد جمعه‌ها هى آمد و هى رفت * باز هم ما منتظِر مانديم
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 202 | محمد الريشهري