مىپرسمت ز روز و بيابان و كوه و دشت * من پاسخ ظهور تو را آه مىكشم
پيداترى از آن كه ببينم تو را به چشم * در محضرت ، حضور تو را آه مىكشم
مىخوانمت به نام و نمىدانمت هنوز * من فرصت مرور تو را آه مىكشم
گاهى غم فراق تو را گريه مىكنم * گاهى وصال دور تو را آه مىكشم
وقتى نمىرسم به خيال وصال تو * من هم دل صبور تو را آه مىكشم
از اين فصول پُر ز حقارت دلم گرفت * من فصل پُر غرور تو را آه مىكشم
موعود عشق ! مهر جهانتاب آخرين * بر من بتاب ، نور تو را آه مىكشم . « 1 »
15 / 7 قيصر امينپور « 2 »
طلوع مىكند آن آفتاب پنهانى * ز سمت مشرق جغرافياى عرفانى
هامش
( 1 ) . يار غايب از نظر : ص 340 .
( 2 ) . قيصر امين پور ، شاعر ، اديب و فارسىپژوه متولد 1338 ش و متوفى 1386 ش برندهء تنديس مرغ آمين 1368 ش ، برندهء تنديس ماه طلايى و برگزيدهء شعر كودك و نوجوان در بيست سال انقلاب است .