چه زيباست در چشمهء نور ، چشمت * شكوفايى روشن نابْ ديدن
چه زيباست دور از شكوه حضورت * نگاه تو در چشم احبابْ ديدن
چه زيباست تصوير روحانى تو * به يكباره در پيكر قابْ ديدن
چه زيباست در خلوت دل نشستن * جمال تو دور از تب و تابْ ديدن
چه زيباست در جستجويى عطشناك * لب عاشقان تو سيرابْ ديدن
چه زيباست در چشم دريايى تو * نگاه خروشان گردابْ ديدن
چه زيباست در اقتداى نمازم * تو را در تجلّاى محرابْ ديدن
چه زيباست گر پا گذارى به چشمم * نشستن كنارى و سيلابْ ديدن . « 1 »
15 / 9 سيد على اكبر تقويان « 2 »
ديدههامان منتظر بر راه * چشمهامان منتظر بر در
تا رسد آن تكسوار از راه * تا بيايد انتظار آخر
هامش
( 1 ) . خوشههاى طلائى : ص 177 .
( 2 ) . سيد علىاكبر تقويان ، شاعر و عضو انجمن شاعران انقلاب اسلامى است .