يكى زنده كرده دشت ، يكى تازه كرده جان * يكى برده غم زدل ، يكى گشته غمگسار
ز انواع گل حلل ، ببر كرده بوستان * ز ابر سيه پرند ، به سر كرده كوهسار
يكى عارض بتان ، يكى جاى مهوشان * يكى در هوا روان ، يكى را به جا قرار
پر از مشك ، طرف باغ ، پر از گل ، كنار جوى * پر از سبزه ، طرفدشت ، پر از لاله ، لالهزار
يكى گشته عطربيز ، يكى گشته خندهروى * يكى گشته زيببخش ، يكى گشته داغدار
بيا اى بهشت روى ، بده باده طرف جوى * كه سر سبز شد به باغ ، دگر سرو جويبار
يكى همچو مهر و ماه ، يكى مايهء نشاط * يكى روضهء بهشت ، يكى قامت نگار
الا اى نگار چين ، دگر بخت شد قرين * به ميلاد شاه دين ، امام بزرگوار
يكى يار مهربان ، يكى يار مقبلان * يكى عيد مردمان ، يكى فخر روزگار
به صبحى همه صفا ، به شامى فرحفزا * جمال ولى عصر ، شد از باطن آشكار
يكى مطلع سرور ، يكى مجمعى ز نور * يكى مظهر خداى ، يكى غيب كردگار
شهنشاه دينپناه ، امير ملك سپاه * خديو فلكجناب ، ولى جهان مدار
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: محمد الريشهري
ص١٨٩