صفات كبريايى را شئوناتش بوَد مطلع * تجلّاى خدايى را كراماتش بوَد مَجلا . « 1 »
13 / 10 ملّاخَطا شوشترى « 2 »
چو صف كشيده به دل ، فوج غم ز بسيارى * گرفت ناله ز دل ، منصبِ علمدارى
گرفت سكّهء صاحبقرانِ « 3 » داغ رواج * چو داد عشق به دل منصب گرفتارى
به عهد كفرِ سر زلفِ يار نزديك است * كه رفتهرفته كند سُبحه ، « 4 » ميل زُنّارى « 5 »
گرت هواست كه در بزم وصلِ دوست چو شمع * شبى به روز كنى ، جان به گريه بسپارى
چنان تهى ز خودى بايدت كه همچو حباب * بر آب خيمه توانى زد از سبكبارى . . .
به نام ختم رسل ، صاحب الزمان ، مهدى * كه ختم گشته به نامش سجّل « 6 » مختارى
هامش
( 1 ) . دانشنامهء شعر مهدوى : ج 1 ص 390 .
( 2 ) . ملّا محمّد متخلّص به خَطا ، صاحب كتاب بحر البكا از شاعران قرن سيزدهم هجرى است .
( 3 ) . صاحب قران : پادشاهى كه ظفر و نصرت با وى همراه باشد .
( 4 ) . سبحه : تسبيح .
( 5 ) . زنّار : رشتهاى به ستبرى انگشت كه مسيحيان به حكم مسلمانان بر كمر مىبستند تا از آنها متمايز شوند ، كمربند متصل به صليب كه مسيحيان بندند .
( 6 ) . سجل : سند ، نامه ، حكم .