خراب گنبد گُل كى شود ز جنبش باد * كند عدالت او گر به باغ معمارى ؟
به حسب همّت هفت مَرغزار سپهر « 1 » * به چشم مُدركه چون سبزهاى به گلزارى
به سير بام جلالش ز اوج عرش اگر * به بال شوق كند جبرئيل ، طيّارى
در اوج روى امَل « 2 » قرنهاى نامعدود * به استعانت او بخت اگر كند يارى
به جوى عمر گرش آب رفته باز آيد * به سنگ كرسى جاهش رسد به دشوارى
سپهر ، سايهء چترش چو ديد گفت به ماه * كه روى خويش به خورشيد چند مىآرى ؟
كند ز عكس تو صد آفتاب كسب ضيا * اگر به سايهء چترش شبى به روز آرى
به كاوش قلمِ فكرِ مدحگستر شد * ز چشمهسارِ بيان ، مطلعى دگر جارى
تو سرّ حقّى و پنهان از آن ز ديدارى * خوش آن زمان كه حجاب از ميانه بردارى
يكى است ذات تو و ختم انبياى سلف * به صورت از خبرى ، معنى ابتدا دارى
هامش
( 1 ) . مرغزار : سبزه زار ؛ هفت مرغزار سپهر ، كنايه از هفت آسمان است .
( 2 ) . امل : آرزو .