گور « 1 » و گوزن زنگ ز نيروى عدل او * خوابند در كُنام « 2 » به دامن شير غاب « 3 »
در منبر خيال ، خطيب سخن ز ذوق * دائم ز فرط شوق چنين مىكند خطاب :
كاى مَطلع جمال خدا ، وى فلك جناب * برخيز پاى فتح و ظفر كن ابَر « 4 » ركاب
معمور كن ز روشنىِ عدل ، مُلك دين * عالم ز ظلم و كفر شده تيره و خراب
گر باعث ظهور تو طغيان كافرى « 5 » است * اكنون رسيده كفر به سرمايهء نصاب
« 6 » . « 7 »
13 / 8 صبا كاشانى « 8 »
اى صاحب شرع ، پرده بردار * دجّالى چند را نگون آر
هامش
( 1 ) . گور : گورخر .
( 2 ) . كُنام : آشيانهء جانوران ( چرنده ، پرنده و دام ) .
( 3 ) . غاب : بيشهها ، نيستانها .
( 4 ) . ابَر : بَر .
( 5 ) . كافرى : كفر .
( 6 ) . سرمايهء نصاب : حدّ نصاب .
( 7 ) . ديوان عندليب كاشانى : ص 17 ، دانشنامهء شعر مهدوى : ج 1 ص 352 .
( 8 ) . فتح على خان كاشانى ، فرزند آقا محمّد خان ، متخلّص به صبا ، ملكالشعراى دربار فتحعليشاه قاجار و سرآمد شاعران دربار بوده است . داراى تأليفاتى از جمله ديوان اشعار است . زادروز وى بهدرستى معلوم نيست و با استدلالى كه ملكالشعراى بهار در مقدمهء خود بر كتاب گلشن صبا كرده ، در حدود سال 1179 ق در كاشان اتفاق افتاده است . صبا در 59 يا 60 سالگى به تاريخ 1238 ق در تهران درگذشت .