مجسّم از تو جلال خداى عزّوجل * عيان ز طلعت تو نور حضرت بارى
كنى به عقل بيان معنى جمال ازل * به صورتى كه ز صورت ، نقاب بردارى
كليم اگر يد و بيضا به دست معجزه داشت * تويى كه دست خدايى در آستين دارى
دمى كه نسخهء صحّت دهد طبيب دمت * دم مسيح « 1 » كند آرزوى بيمارى . « 2 »
هامش
( 1 ) . دم مسيح : دم عيسى ، نفس عيسى عليه السلام كه مرده را زنده گرداند ، نفس جانبخش .
( 2 ) . دانشنامهء شعر مهدوى : ج 1 ص 343 .