به او گفتم : آيا اگر چنين كنند ، حرام است ؟ فرمود :
عَلى أئِمَّةِ الحَقِّ أن يَتَأَسَّوا بِأَضعَفِ رَعِيَّتِهِم حالًا فِي الأَكلِ وَ اللِّباسِ ، ولا يَتَمَيَّزونَ عَلَيهِم بِشَيءٍ لا يَقدِرونَ عَلَيهِ ؛ لِيَراهُمُ الفَقيرُ فَيَرضى عَنِ اللَّهِ تَعالى بِما هُوَ فيهِ ، وَ يَراهُمُ الغَنِيُّ فَيَزدادُ شُكراً وَ تَواضُعاً . « 1 »
بر پيشوايان حق ، واجب است كه در خوراك و پوشاك ، به تهىدستترين رعاياى خود ، تأسّى كنند و با چيزى كه در توانِ ايشان نيست ، خود را از آنان برتر قرار ندهند ، تا اگر فقيرى به ايشان نگريست ، از حال خويش خشنود گردد و اگر توانگرى ايشان را ديد ، بر سپاسگزارى و فروتنىاش افزوده شود .
مسئلهء مهم اينجاست كه چه كسى مىتواند با اين كه همهء امكانات كشورى را در اختيار دارد ، همچون تهىدستترينِ مردم زندگى كند ؟ !
زندگى كردن مانند فقيرترينِ مردم ، براى توانگران ، در مقام گفتار ، شعارى است زيبا و بسيار شيرين و پُرجاذبه ؛ ولى انجام دادن آن ، بسيار دشوار است و تنها از كسى ساخته است كه نفس امّارهاش را كشته باشد و به گفتهء امام على عليه السلام در نخستين گام در مسير عدالت ، از دام هوس ، رهيده باشد ؛ « 2 » كسى مانند آن بزرگوار كه مىفرمود :
ألا وَ إنَّ إمامَكُم قَدِ اكتَفى مِن دُنياهُ بِطِمرَيهِ وَ مِن طُعمِهِ بِقُرصَيهِ . . . أ أَقنَعُ مِن نَفسي بِأَن يُقالَ : هذا أميرُ المُؤمِنينَ ، وَ لا اشارِكَهُم في مَكارِهِ الدَّهرِ ، أو أكونَ اسوَةً لَهُم في جُشوبَةِ العَيشِ ! فَما خُلِقتُ لِيَشغَلَني أكلُ الطَّيِّباتِ ، كَالبَهيمَةِ المَربوطَةِ ؛ هَمُّها عَلَفُها ، أوِ المُرسَلَةِ ؛ شُغُلُها تَقَمُّمُها ، تَكتَرِشُ مِن أعلافِها ، وَ تَلهو عَمّا يُرادُ بِها . « 3 »
بدان كه پيشواى شما از دنياى خويش به دو جامهء فرسوده ، و از خوراكش به دو قرص نان بسنده نموده است . آيا خويشتن را به همين خرسند سازم كه بگويند :
هامش
( 1 ) . تذكرة الخواص : ص 110 .
( 2 ) . « قَد ألزَمَ نَفسَه العَدلَ فَكان أوّلُ عدلِه نَفيُ الهَوى عَن نَفْسِه ؛ خود را به عدل پايبند ساخته است و نخستين عدالت او ، اين است كه هوس را از خود ، دور ساخته است ( نهج البلاغه : خطبهء 87 ) .
( 3 ) . نهج البلاغة : نامهء 45 ، بحار الأنوار : ج 40 ص 340 ح 27 .