تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
فَصِرنا نَأكُلُ وَ نَشرَبُ ، وَ هَل رَأَيتَ ظُلامَةً جَعَلَهَا اللَّهُ نِعمَةً مِثلَ هذا ؟ ! « 1 » اى مُفضّل ! اگر چنين روزى پيش بيايد ، همانند سيرهء امير مؤمنان عليه السلام ، چيزى جز سياستِ شب و تكاپو و روزه‌دارى روز و خوردن غذاى ناگوار و پوشيدن لباس زِبْر [ نصيب ما ] نخواهد شد . در غير اين صورت ، [ كيفر عمل نكردن پيشوايان به وظيفهء خود ، ] آتش دوزخ است . اكنون كه اين حق از ما سلب شده ، ما [ هم مثل ديگران ] مىخوريم و مىآشاميم [ و زندگى مىكنيم ] . آيا ديده‌اى كه خداوند ، اين گونه ستمى را تبديل به نعمت كرده باشد ؟ ! در حديثى ديگر از شخصى به نام عَمرو بن شمر آمده است : نزد امام صادق عليه السلام بودم . خانهء ايشان مملو از جمعيت بود . مردم ، مرتّب از او سؤال مىكردند و ايشان نيز به همهء پرسش‌ها پاسخ مىداد . با ديدن اين صحنه ، گريه‌ام گرفت . در گوشه‌اى از خانه مشغول گريه كردن بودم كه امام عليه السلام متوجّه شد و فرمود : « چرا گريه مىكنى ؟ » . گفتم : فدايت شوم ! چرا گريه نكنم ؟ ! آيا در ميان اين امّت ، كسى مانند شما وجود دارد ؟ [ با اين دانش گسترده ] درِ خانهء شما ، بسته شده و پرده بر شما افكنده شده است [ و جامعه نمىتواند به طور شايسته از بركات وجود شما بهره‌مند شود ] . امام عليه السلام فرمود : لا تَبكِ يا عَمرُو ، نَأكُلُ أكثَرَ الطَّيِّبِ ، وَ نَلبَسُ اللَّيِّنَ ، وَ لَو كانَ الَّذي تَقولُ لَم يَكُن إلّا أكلُ الجَشِبِ وَ لُبسُ الخَشِنِ مِثلُ أميرِ المُؤمِنينَ عَلِىِّ بنِ أبى طالِبٍ عليه السلام ، وَ إلّا فَمُعالَجَةُ الأَغلالِ فِى النّارِ . « 2 » اى عَمرو ! گريه نكن . [ در شرايط كنونى كه حكومت در دست ما نيست ، مىتوانيم مانند ديگران زندگى كنيم ] ، از بيشترِ غذاهاى پاكيزه ، استفاده كنيم و لباس نرم بپوشيم ؛ ولى اگر شرايط به گونه‌اى بود كه تو مىگويى ، همانند اميرمؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام ، چيزى جز خوردن غذاى ناگوار و پوشيدن لباس زِبْر [ نصيب ما ] نبود ؛ وگر نه گرفتارى آتش [ دوزخ ] را در پى داشت .
هامش
( 1 ) . الغيبة ، نعمانى : ص 297 ح 7 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 359 ح 127 . ( 2 ) . الغيبة ، نعمانى : ص 297 ح 8 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 360 ح 128 .
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 415 | محمد الريشهري