شيوهء زندگى پيشوايان عدل
بر پايهء مفاد اين احاديث ، سادهزيستى و همسانسازى سطح زندگى ، بويژه در خوراك و پوشاك ، با زندگى بينواترين مردم جامعه ، وظيفهء اختصاصى براى امير مؤمنان عليه السلام نيست ؛ بلكه تكليف الهى همهء پيشوايانِ عدالتگستر و حقمحور است .
اين حقيقت با صراحت بيشترى در احاديث ديگر ، مورد تأكيد قرار گرفته است :
إنَّ اللَّهَ عز و جل فَرَضَ عَلى أئِمَّةِ العَدلِ أن يُقَدِّروا أنفُسَهُم بِضَعَفَةِ النّاسِ ، كَي لا يَتَبَيَّغَ بِالفَقيرِ فَقرُهُ . « 1 »
خداوند عز و جل بر پيشوايان دادگر ، واجب فرموده است كه خود را با مردمِ ناتوان و تهىدست ، برابر سازند تا فقر [ و مستمندى ] ، تنگدست را به هيجان نياورَد و او را به طغيان وا ندارد .
هنگامى كه احنَف بن قيس بر معاويه وارد مىشود و در برابر خود ، غذاها و شرابهاى گوناگون مىبيند ، اشك در چشمانش حلقه مىزند . معاويه مىپرسد :
چرا گريه مىكنى ؟
احنف مىگويد : از على در شگفتم !
معاويه مىپرسد : چگونه ؟
احنف پاسخ مىدهد : هنگام افطار بر على وارد شدم . به من فرمود : « برخيز و با حسن و حسين ، غذا بخور » . سپس به نماز ايستاد و پس از نماز ، از كيسهاى كه همراه داشت و درِ آن را محكم بسته بود ، نانِ جُوى بيرون آورد .
به ايشان گفتم : اى امير مؤمنان ! من از تو بخلى به ياد ندارم ؛ امّا نان جو را چنان در كيسه بستهاى كه هيچ بخيلى چنين نمىكند !
فرمود : « درِ كيسه را از سرِ بخل نبستهام ؛ ليكن از آن مىترسم كه حسن و حسين ، نانم را به روغن ، آغشته كنند و نرم سازند » .
هامش
( 1 ) . الكافي : ج 1 ص 411 ح 3 ، نهج البلاغة : خطبهء 209 ، بحار الأنوار : ج 40 ص 336 ح 19 .