بر اساس اين حديث ، دوران حكومت و حضور امام مهدى عليه السلام پس از قيام ، كوتاه ( 19 سال ) است ؛ امّا دوران بقاى نظامى كه مهدى عليه السلام بر پايهء عدل بنا نهادند ، بلند ( 322 سال ) « 1 » است .
البته برخى احاديث نيز از احتمال يك روز بلند نيز سخن گفتهاند ؛ امّا اين بدان معنا نيست كه خواسته باشند مقدار حكومت امام عليه السلام را تعيين كنند ؛ بلكه مىخواهند حتمى بودن آن حكومت و رسيدن امام عليه السلام به اهدافش را در زمان بسيار كوتاه ، بيان كنند . مثلًا در برخى از آنها مىخوانيم كه حتى اگر يك روز از دنيا باقى مانده باشد ، خداوند ، كسى از اهل بيت را برمىانگيزاند تا زمين را پر از عدل كند . « 2 » در پارهاى احاديث از طولانى بودن آن روز ، سخن به ميان آمده است . « 3 »
حديث ديگرى وجود دارد كه كمتر در بارهء آن بحث شده است ؛ امّا وجهى ديگر از موضوع را پيشاروى ما مىگشايد . در اين حديث ، مدّت خاصى براى حكومت امام زمان عليه السلام ذكر نشده و تلاشى عامدانه و آشكار بر مخفى ماندن آن ، صورت گرفته است . حديث چنين است : ابن عبّاس از پدرش نقل مىكند كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « اى
هامش
( 1 ) . احتمالًا مقصود 313 سال شمسى ، معادل 322 سال قمرى است .
( 2 ) . قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : يخرج فى آخر الزمان رجل من ولدى اسمه كاسمى و كنيته ككنيتى يملأ الأرض عدلا كماملئت جورا فذلك هو المهدى عليه السلام ، ( ر . ك : تذكرة الخواص : ص 204 . و نيز ، همين دانشنامه : ص 176 ح 1730 ) ، اين حديث ، مشهور است و ابو داوود و زُهرى همين معنا را آوردهاند و اضافهاى دارد كه فرموده : لو لم يبق من الدهر إلّا يوم واحد لبعث اللَّه من أهل بيتى من يملأ الأرض عدلًا ( ر . ك : ص 170 ح 1719 و 1720 ، ديگر كتابهاى اهل سنّت نيز اين حديث را آوردهاند ( ر . ك : الأربعين حديثاً فى ذكرالمهدى : حديث نوزدهم ، عقد الدرر : ص 274 ، الفصول المهمّة : ص 274 ) .
( 3 ) . وَ لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ ذَلِكَ حَتَّى يَخْرُجَ قَائِمُنَا فَيَمْلَأَهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً ( كفاية الأثر : ص 165 ) . به گفتهء محدّثان ، اين حديث ، مشهور و متواتر است . شبيه اين احاديث از بعضى امامان معصوم عليهم السلام همچون امام صادق عليه السلام ، امام رضا عليه السلام و امام جواد عليه السلام نقل شده است ( ر . ك : ص 180 ح 1734 و 1735 و ص 200 ح 1759 و ص 254 ح 1819 و كفاية الأثر : ص 266 و 277 و 281 ) .