أَيْدِيَكُمْ ؛
« 1 » [ فعلًا ] دست [ از جنگ ] بداريد و
« وَ دَعْ أَذاهُمْ ؛
« 2 » و از آزارشان بگذر » دانستهاند . « 3 » در نتيجه دوران سازش و تسامح با جريان كفر ، به پايان رسيده و خداوند به مؤمنان دستور داده تا اديان باطل و مظاهر آنها را از بين ببرند و اين تكليفى الهى بر عهدهء هر مسلمان است .
شايان ذكر است كه مىتوان از امر به « قتال » در اين آيه ، هر نوع رويايى و مواجهه با جريان فتنه را نيز برداشت كرد ، به گونهاى كه اقدام نظامى ، يكى از مصاديق ملموس آن است . با توجّه به اين نكته ، امر به قتل در
« وَ قاتِلُوهُمْ »
دامنهء گستردهاى داشته و صرفاً مسئلهء جنگ را شامل نمىشود ؛ بلكه در اكثر مواقع ، مواجهههاى تبليغى ، فرهنگى و اقتصادى با مظاهر فتنه ، نسبت به اقدام نظامى ، از ضرورت و اولويت بيشترى برخوردارند .
شرط مقابلهء مسلّحانه با فتنه
علّامه طباطبايى با اشاره به نظير بودن آيهء
« وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ ؛
« 4 » با آنان بجنگيد تا فتنهاى نماند ، و دين ، جملگى از آنِ خدا باشد . پس اگر دست برداشتند ، تجاوز جز بر ستمكاران ، روا نيست » براى آيهء مورد بحث در سورهء انفال ، از مفاد آن دو براى مقابلهء مسلّحانه ، شرايطى را استنباط كرده است . در نگاه ايشان ، آيات اين موضوع ، به مقابلهء مسلّحانه پس از دعوت و اتمام حجّت اشاره دارند و جنگ بدون دعوتِ پيشين و گفتگو با جريان فتنه و كفر ، جايز نيست و آيهء :
« فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ ؛
« 5 » پس اگر توبه كنند و نماز
هامش
( 1 ) . نساء : آيهء 77 .
( 2 ) . احزاب : آيهء 48 .
( 3 ) . تفسير القمّى : ج 1 ص 278 .
( 4 ) . بقره : آيهء 193 .
( 5 ) . توبه : آيهء 11 .