او مىپوشانند و چون در قبرش مىنهند ، درى از درهاى بهشت بر او گشوده مىشود ، كه از آن ، نسيم و بوى خوش بهشت بر او مىوزد و جلو و چپ و راستش را به اندازهء يك ماه راه ، وسيع مىكنند و به او گفته مىشود : مانند عروس بر بسترت بخواب . مژده باد تو را به نسيم و بوى خوش و بهشت پرنعمت جاودان و خدايى خشم ناگرفته !
سپس در بهشت رضايت [ الهى ] به زيارت خاندان محمّد مىرود و همراه آنان از غذايشان مىخورد و از نوشيدنى آنان مىنوشد و در مجلسهايشان با آنان سخن مىگويد ، تا آن كه قائمِ ما اهل بيت قيام كند ، و چون قائمِ ما قيام كند ، خداوند ، آنها را بر مىانگيزد و با او پيش مىآيند و دسته دسته به او مىپيوندند » . « 1 »
1547 . دلائل الإمامة - با سندش به نقل از زادان ، در يادكرد امامان دوازدهگانه - سلمان گفت :
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود : « . . . سپس فرزندش حسن بن على ، ساكت و امانتدار راز خدا ، سپس فرزندش محمّد بن حسن ، هدايتگر هدايتيافته ، سخنگو و قيامكننده به حقّ خداوند » .
سپس فرمود : « اى سلمان ! تو او را درك خواهى كرد و هر كس مانند تو باشد و هر كس كه او را با شناخت حقيقى ، سرپرست خود بگيرد » .
خداوند را فراوان سپاس نهادم و آن گاه گفتم : اى پيامبر خدا ! من تا روزگار او مهلت زندگى دارم ؟
فرمود : « اى سلمان ! بخوان : « و چون هنگام [ كيفر ] نخستين تباهكارى فرا رسد ، بندگانى از خود را كه سخت جنگاورند ، به سوى شما مىفرستيم كه درون خانهها را نيز مىكاوند و اين ، وعدهاى انجام شدنى است . سپس شما را دوباره بر آنها چيره مىكنيم و با دارايىها و پسران ، يارىتان مىدهيم و شما را پرشمارتر مىكنيم » » .
سلمان گفت : گريهء شوقم شدّت گرفت و سپس گفتم : اى پيامبر خدا ! آيا اين را
هامش
( 1 ) . الكافى : ج 3 ص 131 ح 4 ، الزهد ، حسين بن سعيد : ص 81 ح 219 ( با سند معتبر ) ، بحار الأنوار : ج 6 ص 197 ح 51 . نيز ، ر . ك : الكافى : ج 8 ص 51 ح 14 و تفسير العيّاشى : ج 2 ص 259 ح 26 و 28 .