سيوطى پس از بيان نظر خود به ذكر احاديثى مىپردازد كه در اين باب به آنها اعتماد كرده است . اين سخن را نيز مىتوان اشارهاى دور به توقيت دانست ؛ زيرا او زمانى را افزون بر پنج قرن ، معيّن كرده است . تنها اشكال او آن است كه انتهاى زمان را معيّن كرده است .
انديشهء هزارهگرايى و جستجو در بارهء آيندهء جهان ، تعيين وقت قيامت و يا قيام امام مهدى عليه السلام در ميان اهل سنّت بر پايهء برخى از رواياتى است كه در منابع آنها آمده .
همين هزارهگرايى بود كه فرصت و بسترى مناسب را براى مدّعيان مهدويت در سدهء نهم و دهم ايجاد كرد . « 1 »
سه . سال 1204 ق
ابن حجر هيثمى ( م 974 ق ) در القول المختصر فى علامات المهدى المنتظر آورده است : « اجتماع الناس على المهدى سنة أربع و مائتين . أى بعد الألف ، هكذا ورد فى الأثر » « 2 » .
مردم بر ظهور مهدى به سال 204 بعد از هزار يعنى 1204 اتفاق نظر پيدا كردند .
در اقوال صحابه و تابعين چنين وارد شده است .
ابن حماد نيز در الفتن ، « 3 » اين قول را آورده و در آخر از قول ابن لهيعه افزوده است كه اين محاسبه بر اساس سالهاى شمسى است ، نه سالهاى قمرى .
چهار . سال 1226 و 1338 و 1346 ق
رباعى شيخ عبد الرحمان بسطامى ( سدهء نهم هجرى ) صاحب كتاب درّة المعارف :
هامش
( 1 ) . « پايان تاريخ از ديدگاه اهل سنّت » ، مشرق موعود : ش 2 ص 103 .
( 2 ) . القول المختصر فى علامات المهدى المنتظر ، الباب الثالث : فيما جاء فيه عن التابعين وتابعيهم ، مورد 14 ص 59 .
( 3 ) . الفتن : ج 1 ص 334 ح 962 .