را آبستن باشد ! و زنانى از قريش بر كنارهء رود دجله از كشتيرانانى كه در حال عبورند ، درخواست كمك مىكنند تا آنها را با خود ببرند و به مردم برسانند ؛ امّا آنان از سر دشمنى با بنى هاشم ، زنان را نمىبرند . بنى هاشم را دشمن مداريد ، كه پيامبر رحمت ، از ميان آنها برخاسته است و جعفر طيّار در بهشت ، از آنها [ و نه خاندان ديگرى ] است ؛ و امّا زنان ، چون شب فرا مىرسد ، از بيم بدكاران ، به ناپيداترين جاىها پناه مىبرند . سپس از بصره برايشان كمك مىرسد و كودكان و زنانى را كه سفيانى به همراه دارد و آنها را از بغداد و كوفه به اسارت گرفته است ، نجات مىدهند » . « 1 »
1164 . تاريخ بغداد - با سندش به نقل از ثوبان - : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « سفيانى خروج مىكند تا در دمشق فرود مىآيد و دو لشكر روانه مىكند : لشكرى پانزده هزار نفرى به مدينه كه سه روز و سه شب ، آن را غارت مىكنند و سپس به سوى مكّه مىروند . . . » و فرمود : « سپس لشكر ديگرش كه سى هزار تن و فرماندهشان مردى از قبيلهء كلب است ، حركت مىكنند تا به بغداد وارد مىشوند و سيصد تن از سركردگان عبّاسيان را در آن مىكُشند و شكم سيصد زن را مىدرند » .
شنيدم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد : « و اين به خاطر كارهاى قبلىشان است و
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد : ج 1 ص 39 ، الفتن : ج 1 ص 304 ح 885 .