محمّد و فاطمه مىكشد و آنها را بر در مسجد مدينه به صليب مىكشد » . « 1 »
1153 . الفتن ، ابن حمّاد - با سندش به نقل از جابر - : امام باقر عليه السلام فرمود : « هنگامى كه سفيانى بر ابقع ( مردى كه پيسى دارد ) و منصور و كِندى و تُرك و روم غلبه كرد ، به سوى عراق بيرون مىآيد . سپس ذو شفا ، سر بر مىآورد . در اين زمان ، عبد اللَّه هلاك مىشود و پادشاه را از تخت به زير مىكشد و ناآگاهانه به گروههايى در بغداد منسوب مىشود . آن گاه اخوص بر بغداد به زور ، چيره مىشود و كشتار بزرگى در آن راه مىاندازد و شش تن از سران عبّاسيان را مىكشد و اسيران را سر مىبُرد و آن گاه به سوى كوفه بيرون مىآيد » . « 2 »
1154 . الفتن ، ابن حمّاد - با سندش به نقل از ابو رومان - : امام على عليه السلام فرمود : « هنگامى كه سياهجامگان دچار اختلاف شوند ، در يكى از آبادىهاى سرزمين ارم ، « 3 » به زمين فرو مىروند و ديوار غربى مسجد آن جا فرو مىريزد و آن گاه سه پرچم در شام خروج مىكند : اصهب ، « 4 » ابقع « 5 » و سفيانى . سفيانى از شام بيرون مىآيد و ابقع از مصر ، و سفيانى بر آنها غلبه مىكند » . « 6 »
هامش
( 1 ) . الفتن : ج 1 ص 323 ح 922 .
( 2 ) . الفتن : ج 1 ص 304 ح 884 ، كنز العمّال : ج 11 ص 277 ح 31511 .
( 3 ) . اگر همان ارم ياد شده در قرآن باشد ، سرزمين قوم عاد است كه گفته شده همان دمشق است . برخى نيز آن راميان حضرموت و صنعا دانستهاند كه شدّاد پسر عاد ، آن را بنا كرده است ؛ امّا احاديث مشابه و ناظر به خروج سفيانى ، مؤيّد قول نخست است .
( 4 ) . اصهب ، يعنى سرخ و سفيد و بور و احتمالًا در اين جا مقصود ، فردى از تبار روميان است كه بور و سرخ وسفيدند .
( 5 ) . ابقع ، يعنى دورنگ ، مانند : زاغ سياه و سفيد و احتمالًا اين جا مقصود مردى است كه پيسى گرفته است .
( 6 ) . الفتن : ج 1 ص 288 ح 841 ، كنز العمّال : ج 11 ص 284 ح 31536 .