كه خبرش به سفيانى مىرسد و او لشكرى از لشكرهايش را به سوى وى روانه مىكند ؛ امّا وى آنان را شكست مىدهد . آن گاه سفيانى با لشكريانش به سوى وى حركت مىكند ؛ ولى چون به بيابان ميان مدينه و مكّه مىرسند ، به زمين فرو مىروند و هيچ يك از آنها نجات نمىيابد ، جز كسى كه خبرى از آنان بياورد » . « 1 »
1151 . الفتن ، ابن حمّاد - با سندش به نقل از ابو رومان - : على عليه السلام فرمود : « سفيانى بر شام چيره مىشود و سپس ميان آنان جنگى در قرقيسا در مىگيرد كه پرندگان آسمان و درندگان زمين از جنازههاى آن ، سير مىشوند . سپس شكافى در پشت لشكر سفيانى پديد مىآيد و بخشى از آنان به سرزمين خراسان روى مىآورند و وارد آن مىشوند و سواران سفيانى هم در پى آنان مىروند و پيروان خاندان محمّد را در كوفه مىكُشند و سپس خراسانيان در طلب مهدى عليه السلام خروج مىكنند » . « 2 »
1152 . الفتن ، ابن حمّاد - با سندش به نقل از محمّد بن جعفر - : امام على بن ابى طالب عليه السلام فرمود : « سفيانى به فرمانده سوارانش كه وارد كوفه شده و آن جا را با خاك يكسان كرده ، نامه مىنويسد و به او فرمان حركت به سوى حجاز مىدهد . او به مدينه مىرود و شمشير در ميان قريش مىنهد و چهارصد مرد را از آنان و انصار مىكُشد و شكمها را مىشكافد و كودكان را مىكُشد و دو برادر و خواهر را از قريش به نام
هامش
( 1 ) . المستدرك على الصحيحين : ج 4 ص 565 ح 8586 ( ذهبى در تلخيص المستدرك گفته اين حديث بنا بر شرط بخارى و مسلم ، صحيح است ) ، كنز العمّال : ج 14 ص 272 ح 38698 .
( 2 ) . الفتن : ج 1 ص 302 ح 881 ، كنز العمّال : ج 11 ص 284 ح 31537 . نيز ، ر . ك : همين دانشنامه : ج 8 ص 253 ح 1562 .