ميان آمده كه در منابع اهل سنّت ، به عنوان نشانههاى قيامت ياد مىشود . « 1 »
مطالعهء احاديث علائم ظهور و در كنار آن ، احاديث اشراط الساعه ، به خوبى نشانگر شباهت آن دو دستهء اخبار به يكديگر است . علّت اين امر را در چند مطلب مىتوان جستجو كرد : يكى اين كه در برخى احاديث ، كلمهء « الساعه » به ظهور مهدى عليه السلام تأويل شده « 2 » و راه استفادهء احاديث ، اشراط الساعه براى نشانههاى ظهور ، باز شده است . يكى از نويسندگان معاصر ، احاديث اشراط الساعه را در باب علائم ظهور آورده و سپس مىنويسد : « از آن جا كه در برخى از روايات ، الساعه به ظهور حضرت تأويل شده ، روايات اشراط الساعه را به نشانههاى ظهور تفسير كرديم » . « 3 »
دوم ، تعبيراتى كه در برخى احاديث وارد شده ، اين تصوّر را ايجاد كرده كه زمان ظهور مهدى ، نزديك زمان برپايى قيامت است . به نظر مىرسد احاديثى با اين مضمون كه : « اگر يك روز از دنيا هم باقى نمانده باشد ، مهدى خواهد آمد » يا « قيامت برپا نمىشود مگر اين كه مردى از اهل بيت من قيام مىكند » ، « 4 » زمينهاى براى آميختن نشانههاى ظهور با اشراط الساعه شده باشد . در صورتى كه مراد از اين احاديث ، تأكيد بر قيام مهدى و قطعى بودن آن است ، نه اين كه اين حركت ، نزديك به قيامت يا آخرين روزهاى جهان رخ مىدهد .
سوم ، ارتباط امام مهدى عليه السلام با پايان تاريخ است . آدميان با هر دين و آيينى ، معتقدند كه پايان درخشان تاريخ ، همراه با ظهور منجى عدالتگستر است و پايان قيام هم با قيامت است . به نظر مىرسد كه اين ذهنيتها باعث شده باشد برخى
هامش
( 1 ) . ر . ك : الارشاد : ج 2 ص 368 . مقايسه كنيد با : الفتن : ص 461 .
( 2 ) . معجم أحاديث المهدى : ج 5 ص 395 و 405 و 411 .
( 3 ) . چشم اندازى به حكومت مهدى : ص 29 . نيز ، ر . ك : ص 15 .
( 4 ) . الغيبة ، طوسى : ص 180 - 182 ، التشريف بالمنن : ص 400 ، معجم أحاديث المهدى : ج 1 ص 575 ، منتخبالأثر : ص 191 و 192 .