6 - 1 . ملاحم
اين كلمه ، جمع ملحمه و از مادهء لحم گرفته شده است كه معناى اصلى آن ، تداخل و درهم بودن است و در لغت به معناى جنگ است . دليل نامگذارى جنگ به ملحمه را دو نكته گفتهاند : يكى اين كه در جنگ ، جنگجويان در هم مىآميزند و درگير مىشوند و ديگر اين كه كشتههاى جنگ همچون گوشت افتاده بر روى زمين هستند . « 1 »
6 - 2 . فتن
جمع كلمهء فتنه را فتن گفتهاند كه به معناى ابتلا و امتحان مىآيد . خليل گفته است كه فتنه ، همان سوزاندن با آتش است . « 2 »
مراد شيعيان از دو عنوان ملاحم و فتن ، احاديثى است كه پيشبينى وقايع آينده را پس از حضورظاهرى امامان ، در بر دارند ؛ وقايعى كه فتنه و آتش را در پى دارند و موجب وقوع جنگهاى آينده و خونريزىها مىشوند .
اين وقايع ، الزاماً ارتباطى به مسئلهء ظهور ندارند و از علائم ظهور شمرده نمىشوند ، اگر چه در برههاى از تاريخ ، اين وقايع با ظهور امام عصر عليه السلام ارتباط وثيق مىيابد . لذا نبايد مفهوم علائم ظهور را با ملاحم و فتن ، مترادف دانست .
پيشآمدهاى فراوانى كه در بارهء حكومتهاى معاصر ائمه عليهم السلام از امويان و عبّاسيان و يا واليان منطقهاى و امثال اينها اتفاق مىافتد ، صرفاً پيشگويىِ اين اتفاقات در همان زمانهاست . اين گونه موارد ، فتنههايى است كه قبل از ظهور ايشان اتفاق مىافتند ؛ امّا نكتهء مهم اين است كه در بسيارى از اين نقلها اصلًا به مسئلهء امام مهدى عليه السلام و علامت ظهور او اشارهاى هم نشده است .
هامش
( 1 ) . ر . ك : معجم مقاييس اللغة : ج 5 ص 238 ، لسان العرب : ج 12 ص 535 .
( 2 ) . كتاب العين : ج 8 ص 127 .