آن گاه جُنبده سرش را بالا مىآورد و هر كه ميان دو كرانهء آسمان است ، به اذن خداوندِ با جلال و شكوه ، او را مىبيند و اين ، پس از طلوع خورشيد از مغرب روى مىدهد . اين هنگام است كه ديگر توبهاى به كار نيست و نه توبهاى پذيرفته مىشود و نه عملى بالا مىرود و « ايمان كسى كه پيشتر ايمان نياورده و يا در مدّت ايمان داشتنش كار خيرى نكرده ، سودى برايش ندارد » » .
سپس فرمود : « پس از اين را ديگر از من نپرسيد كه آن ، عهدى ميان من و حبيبم ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، است و آن را جز به خاندانم نمىگويم » .
به صعصعة بن صوحان گفتم : اى صعصعه ! مقصود امير مؤمنان عليه السلام از اين ، چه بود ؟
صعصعة گفت : اى ابن سبره ! كسى كه عيسى بن مريم عليه السلام پشت سرش نماز مىخواند ، دوازدهمين نسل از عترت پيامبر صلى الله عليه و آله است ؛ نهمين نسل از فرزندان حسين بن على عليه السلام و همان خورشيد طلوع كننده از مغرب ، كه ميان ركن [ حجر الأسود ] و مقام [ ابراهيم ] ، ظهور و زمين را پاك مىنمايد و ترازوى عدالت را مىنهد و هيچ كس به ديگرى ستم نمىكند ، و امير مؤمنان عليه السلام خبر داد كه حبيبش ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، با او عهد كرده است كه آنچه را پس از آن روى مىدهد ، به كسى جز عترتش يعنى امامان - كه درودهاى خداوند بر همهء آنان باد - خبر ندهد . « 1 »
1382 . مختصر بصائر الدرجات : خطبهاى از آنِ مولايمان ، امير مؤمنان عليه السلام كه « مخزون » ناميده مىشود و بخشى از آن چنين است : « اى مردم ! از من بپرسيد ، پيش از آن كه مرا نيابيد ، كه من به راههاى آسمان ، آگاهتر از راههاى زمين هستم . من ، بزرگِ مؤمنان هستم و مقصدِ مسابقه دهندگان و زبان متّقيان و خاتم وصيّان و وارث پيامبران و جانشين خداى جهانيان . من ، قسمت كنندهء دوزخ ، خازن بهشت ، صاحب حوض و صاحب اعراف هستم . هيچ امامى از ما اهل بيت نيست ، جز آن كه همهء ولايتمندان خود را مىشناسد و اين ، همان سخن خداى - تبارك و تعالى - است كه مىفرمايد : « تو تنها ، هشدار دهندهاى و هر قومى ،
هامش
( 1 ) . كمال الدين : ص 525 ح 1 ، مختصر بصائر الدرجات : ص 30 ، الخرائج و الجرائح : ج 3 ص 1133 ح 53 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 192 ح 26 ؛ دستور معالم الحكم : ص 104 ، كنز العمّال : ج 14 ص 612 ح 39709 ( به نقل از ابن منادى و هر دو منبع اخير با عبارت مشابه ) .