تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
مردى مبتلا به پيسى ، مردى سرخ و سفيد ، و مردى از خاندان ابوسفيان كه با قبيلهء كلب خروج مىكند و مردم را در دمشق حاضر مىكند و اهل غرب به سوى مصر حركت مىكنند . هنگامى كه اينها داخل شوند ، فرمان‌روايى سفيانى آغاز مىشود و پيش از آن ، كسى قيام مىكند كه به سوى خاندان محمّد مىخواند و تُركان در حيره و روميان در فلسطين فرود مىآيند و عبد اللَّه پيش مىتازد تا لشكر آن دو در قرقيسا « 1 » بر كنارهء رود با هم رو به رو مىشوند و جنگ بزرگى در مىگيرد و فرمانده غرب ، حركت مىكند و مردان را مىكشد و زنان را اسير مىكند و به [ همراه قبيلهء ] قيس باز مىگردد تا اين كه سفيانى در جزيره فرود مىآيد و بر يمانى پيشى مىگيرد و سفيانى آنچه را آنها گرد آورده‌اند ، تصرّف مىكند و به سوى كوفه حركت مىكند و ياران خاندان محمّد را و نيز مردى از افراد بارز و نشاندار آنها را مىكُشد . سپس مهدى خروج مىكند و پرچمش به دست شعيب بن صالح است و چون كار شاميان را به دست فرزند ابو سفيان مىبينند ، خودشان را به مكّه مىرسانند و اين هنگام ، نفْس زكيّه و برادرش در مكّه تلف و كشته مىشوند و ندادهنده‌اى از آسمان ، ندا مىدهد : « اى مردم ! فرمان‌روايتان فلان كس است » و او همان مهدى است كه زمين را از عدل و داد پر مىكند ، همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده است . « 2 » 1380 . اليقين - با سندش به نقل از انس بن مالك ، خادم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله - : هنگامى كه امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام از جنگ با نهروانيان باز گشت ، در بُراثا فرود آمد كه راهبى در آن جا به نام حُباب در صومعه‌اش بود . هنگامى كه راهب ، صداى فرياد و همهمهء لشكر را شنيد ، از صومعه‌اش به زمين و به لشكر اميرمؤمنان عليه السلام نگريست و
هامش
( 1 ) . شهركى در حدود دويست ميلى جنوب شرقى رقّه و در كنار جايى كه نهر خابور به رود بزرگ فرات مىريزد . ( 2 ) . الغيبة ، طوسى : ص 463 ح 479 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 207 ح 45 ؛ الفتن : ج 1 ص 222 ح 619 و ص 302 ح 882 ، كنز العمّال : ج 11 ص 272 ح 31497 .