چوبدستى را به دست مىگيرد و از خداوند ، اجازهء ظهورش را مىگيرد و يكى از وابستگانش از اين امر آگاه مىشود و نزد سيّد حسنى مىآيد و او را باخبر مىكند و حسنى در خروج ، شتاب مىورزد و مكّيان بر او مىجهند و او را مىكشند و سرش را براى شامى ( سفيانى ) روانه مىكنند و اين هنگام ، صاحب اين امر ( قيام و ولايت ) ظهور مىكند و مردم با او بيعت و از او پيروى مىكنند .
و شامى ( سفيانى ) در اين زمان ، لشكرى را روانهء مدينه مىكند ؛ ولى خداوند عز و جل آنها را نزديك مدينه هلاك مىكند و در آن موقع است كه هر كس از نسل امام على عليه السلام در مدينه است ، به مكّه مىگريزد و به صاحب اين امر ( قيام و ولايت ) مىپيوندند و صاحب اين امر به سوى عراق مىآيد و لشكرى را روانهء مدينه و آن جا را امن مىكند تا اهلش آسودهخاطر به آن باز گردند » . « 1 »
1222 . كمال الدين - با سندش به نقل از محمّد بن مسلم ثقفى - : شنيدم كه امام باقر عليه السلام مىفرمايد : « هنگامى كه مردان ، خود را به زنان و زنان ، خود را به مردان شبيه كنند . . . و جوانى از خاندان محمّد صلى الله عليه و آله ميان ركن [ حجر الأسود ] و مقام [ ابراهيم ] - كه نامش محمّد بن حسن ، نفْس زكيّه است - ، كشته شود و بانگى از آسمان آيد كه حق نزد او و شيعهء اوست ، اين ، هنگام خروج قائم ماست » . « 2 »
1223 . بحار الأنوار - با سندش به نقل از ابوبصير در حديثى طولانى - : امام باقر عليه السلام فرمود : « قائم به يارانش مىفرمايد : " اى مردم ! مكّيان ، مرا نمىخواهند ! امّا من كسى را به سوى ايشان مىفرستم تا همچنان كه شايستهء مانند من است ، بر آنان احتجاج كنم " .
هامش
( 1 ) . الكافى : ج 8 ص 224 ح 285 ( با سند صحيح ) ، بحار الأنوار : ج 52 ص 301 ح 66 .
( 2 ) . كمال الدين : ص 330 ح 16 ، إعلام الورى : ج 2 ص 291 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 191 ح 24 . نيز ، براى ديدن همهء حديث ، ر . ك : همين دانشنامه : ص 389 ح 1395 .