تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
آن گاه مردى از يارانش را فرا مىخواند و به او مىگويد : " به سوى مكّيان برو و بگو : اى اهل مكّه ! من فرستادهء فلانى به سوى شما هستم و او به شما مىگويد : ما خاندان رحمت ، معدن رسالت و خلافت و فرزندان محمّد و از نسل پيامبران هستيم و پس از وفات پيامبرمان تا امروز به ما ستم شده و بر ما فشار آورده شده و چيرگى گشته و حقمان ربوده شده ، و اكنون از شما يارى مىخواهيم . يارىمان دهيد " . هنگامى كه اين جوان ، اين سخن را مىگويد ، به سويش مىآيند و او را ميان ركن [ حجرالأسود ] و مقام [ ابراهيم ] سر مىبرند و او همان نفْس زكيّه است . چون خبر او به امام مىرسد ، به يارانش مىفرمايد : " آيا به شما نگفتم كه مكّيان ، ما را نمىخواهند ؟ ! " و يارانش ، او را وا نمىنهند تا خروج كند و با سيصد و سيزده مرد به شمار جنگاوران بدر ، از گردنهء طُوى [ در ورودى مكّه ] سرازير شود و به مسجد الحرام وارد شود . او چهار ركعت نماز نزد مقام ابراهيم مىخواند و پشتش را به حجر الأسود تكيه مىدهد و پس از حمد و ثناى الهى و يادكرد پيامبر صلى الله عليه و آله و درود فرستادن بر او ، سخنى مىگويد كه هيچ يك از مردمان آن را نگفته است » . « 1 » 1224 . الغيبة ، طوسى - با سندش به نقل از عمّار بن ياسر - : نوبت حاكميت خاندان پيامبرتان ، در آخر الزمان مىرسد و آن نشانه‌هايى دارد . . . . سپس مهدى عليه السلام ظهور مىكند و پرچمدارش شعيب بن صالح است و هنگامى كه شاميان مىبينند همهء كارهايشان به دست فرزند ابو سفيان افتاده ، به مكّه مىروند و اين هنگام ، نفْس زكيّه و برادرش در مكّه به گونهء بدى كشته مىشوند و ندا دهنده‌اى از آسمان ، ندا مىدهد : « اى مردم ! فرمان‌رواى شما ، فلان كس است » و او همان مهدى است كه زمين را از
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار : ج 52 ص 307 ح 81 ( به نقل از سيّد على بن عبد الحميد در كتاب الغيبة ) ، سرور أهل الإيمان : ص 93 ح 70 .